166روشن،صفاى آنان،غَلّ و غشّ ما را فاش،خداترسى آنان،هواپرستىِ ما را برملا و تعالى روح و رتبۀ والايشان،تنزّل مقام و پستى منزل ما را نمايان مىسازد.
«زيارت»،زمينهساز اين تقابل و تقارن و مقايسه و محاسبه است و تا اين سنجش انجام نگيرد،به كاستيهاى اخلاقى و ضعفهاى معنوى خود واقف نخواهيم شد.براى همين است كه زيارت را قرار گرفتن در برابر آينه مىدانيم.
امامان،كه«انسانهاى برتر»اند،شخصيّتى دارند كه حدّ و مرز تعالى انسان را نشان مىدهند.انسان كامل بودن آنان،به ما نشان مىدهد كه تا كجا مىتوان پر كشيد و طيران كرد و كمال يافت.
به زيارتِ اين اسوهها رفتن،ما را به آن قلّهاى كه بايد برسيم،به آن حدّ و مرزى كه بايد قدم بگذاريم و به آن مرتبهاى كه بايد نايل شويم،«راهنمايى»مىكند.اولياى دين كه زيارتشان بر ما فرض و لازم است،بيان كنندۀ حدّ و مرز سير صعودى انسانها در مسير پاكى و طهارت و كمالند.
در تعبيراتى كه در زيارتنامهها آمده،اين نشان دادن حدّ و مرز را مىتوان ديد.از امامان معصوم،با كلمات و عناوينى ياد شده است كه در اين باب،بسيار راهگشاست.
مفاهيم و تعبيراتى همچون:«آيه»،«بيّنه»،«حجّت»،«گواه»،«شهيد»،«صراط»،«راه»، «نشانه»،«راهنما»،«منار»،«امام»،«در»،«چراغ»،«نور»،«ستاره»،«ماه»،«خورشيد»،«دليل»، «پرچم»،«علامت»و...كه در متون زيارتى ديده مىشود،مبيّن اين نكته است.
پيوند با پاكان
در مسائل اخلاقى و تربيتى،پيوند با نيكان و رابطه با صالحان و آشنايى با خانوادههاى ريشهدار و صاحب كرامت و شرف،سازنده است،به همان شكل كه گسيختگى از تبار پاكان و بريدگى از ريشههاى فرهنگى و اخلاقى،زمينهساز فساد و گناه و بىمبالاتى و عدم تعهّد است.
زيارت،عاملى در جهت پيوند با صالحان،يا تقويت رابطۀ معنوى با وارستگان است،ايجاد رابطه (اگر نيست) و تحكيم پيوند (اگر هست).