148او در سال 80 ه.ق.در همانجا ديده به جهان گشود و مدت 18 سال در حلقۀ درس حماد ابن ابىسليمان (م 120) ه.ق.) به فراگيرى فقه به روش ابراهيم نخعى پرداخت.
نعمان،پس از مرگ استادش،سفرهايى هم براى فقه اندوزى به حجاز داشت و از نخبگان علمى آن ديار و از جمله امام باقر عليه السلام توشه برگرفت.
ابو حنيفه كه پس از استادش حماد،برجاى او تكيه زد،مكتب فقهى نوينى پديد آورد.او قايل به كاربرد رأى و اجتهاد بود و قياس و استحسان را به عنوان منبعى فقهى مورد توجه قرار داد.اساس انديشه فقهى ابو حنيفه بر هفت اصل:كتاب خدا،سنت رسول،سخنان صحابه،قياس،استحسان،اجماع و عرف استوار بود.
ابو حنيفه به جز رسالههاى كوچكى؛از جمله رسالۀ فقهاش،كتابى را به نگارش در نياورد شاگردانش پس از وى فتاواى او را در مجموعهاى گرد آوردند.نعمان در اواخر دورۀ اموى مورد توجه مسلمانان قرار گرفت و در انديشه سياسىاش چون زيديه بود و بر اين باور بود كه رهبرى ابوبكر و عمر مشروع بوده و در امام بودن و صايت لازم نيست.
در قيام زيد بن على،پنهانى به يارىاش شتافت و همچنين نقل شده كه او از قيام ابراهيم بن عبداللّٰه حسنى از پيشوايان زيديه در شهر بصره حمايت نموده است.
ابو حنيفه در خلافت منصور از كوفه به بغداد فرا خوانده شد تا قاضىالقضاتىِ آن جا را بر عهده گيرد ولى مقاومت او در برابر اين خواست خليفه موجب شد او زندانى شود و سرانجام در سال 150 ه.ق.در همان زندان درگذرد.
مذهب حنفى پس از مرگ ابو حنيفه،توسط دو شاگرد برجستهاش ابو يوسف قاضى مشهور (م182 ه.ق.) و محمد بن حسن شيبانى(م 189 ه.ق.) رواج يافت.
مذهب حنفى در زمان خلافت هارون و پس از وى بدل به مذهب رسمى خلفاى عباسى گرديد به گونهاى كه تنها فقيهان اين مذهب مسنددار قضا مىشدند.امّا حاكميت طولانى فاطميان بر مصر مانع از گسترش اين مذهب در غرب جهان اسلام گشت.بعدها مذهب حنفى،مذهب رسمى خلافت عثمانى هم شد.ولى آن هم باعث نشد كه قلمرو حاكميت مذهب از شرق جهان اسلام فراتر رود.
علماى حنفى در مكتب اعتقادى خود،پيرو ابو منصور ماتريدى (م332 ه.ق.)