667چه گذشت و آن حال و هوا را به يادم بياورد خيلى خوب مىشود. اى كاش روى يكى از اين پارچهها بنويسند: «چادرنشين عرفات خوش آمدى.
يكى ديگر از زائرانى كه با او صحبت كرديم خادم يكى از كاروانهاى تهرانى بود.
تحصيل كرده و جوان. در مورد متن پارچههاى استقبال از او سؤال كرديم و اينكه دوست دارد چه چيزى را در بدو ورود خود بخواند:
خيلى دوست دارم بنويسند «بازگشت پروانه كعبه گرامى باد»، چون وقتى از طبقه سوم به خانه خدا نگاه مىكردم و مردمى را كه آن طور خيلى فشرده و ديدنى گرد خانه خدا طواف مىكردند مىديدم، با خودم مىگفتم واقعاً اينها مثل پروانه دور شمع مىچرخند...
زائرى از استان خراسان رضوى نيز خيلى كوتاه به ما گفت بهترين جمله اين است:
«زيارت خانه امن الهى مبارك باد».
آرام آرام به تعداد زوار حرم نبوى اضافه مىشود. يكى از روحانيون ايرانى قصد ورود به صحن را داشت كه درباره سوژه گزارش با او صحبت كرديم. بعد از مدتى كه گويا چند جمله را در ذهن خود مرور مىكرد، گفت: اين را بنويس. اين شايد از بقيه بهتر باشد.
دوست دارم بنويسند: «حاجى، حاجى بمان».
در بازار روبروى حرم چند خانم ايرانى مشغول خريد بودند كه موضوع پارچههاى خوشامدگويى را مطرح كرديم. همه به همسفران خود نگاه مىكردند و دوست داشتند ديگرى جواب بدهد. سرانجام يكى از آنها گفت:
اگر قرار است جملهاى مرا به ياد اين سفر بيندازد بايد در مورد بقيع باشد. من هيچ وقت مدينه و بقيع را فراموش نمىكنم چون فقط يك بار آن هم از پشت نردهها اجازه دادند بقيع را ببينيم و امروز هم بايد برويم. اگر روى يكى از پارچهها در مورد بقيع بنويسند آن پارچه را نگه مىدارم.
پرسيديم دوست داريد چه چيزى در مورد بقيع بنويسند؟ «نمىدانم راستش الان ذهنم متمركز نيست ولى چيزى باشد كه بقيع را يادم بياورد». در اين حال يكى از خانمها به كمك او آمد: «زائر بقيع خوش آمدى» چطور است؟
در همان بازار به يكى از هموطنان جوان برخورديم كه براى اولين بار به اين سفر آمده