620من هم وارد اين دوره شوم. در اين دوره كه با عنوان 50 هفته با قرآن نامگذارى شده بود، داغ دوچرخه به دلم ماند و دوچرخه به فرد ديگرى به نام محمد آزمايش رسيد! اما اين جلسات براى من آغازى براى شركت در جلسات قرآن بود. با اين كه مسابقه تمام شد، اما جلسات قرآن ادامه يافت و من همچنان در آن شركت مىكردم. رفته رفته جذب جلسات هفتگى قرائت قرآن شدم. حاج حسين سبزعلى حوالى ميدان محمديه جلسات قرآن داشت و از قبل نيز ايشان را مىشناختم. در آن جلسات بيش از 80 نفر از دانشآموزان شركت كرده بودند. من هم جلسات قرآن را ادامه دادم تا در نهايت به لطف الهى توفيق به دست آوردم.
گام نهادن در راه قرائت قرآن در روزهاى اول و روزهاى آخر آن چه تفاوتى با يكديگر دارد؟
گام نهادن در وادى قرآن در مراحل اول شايد براى كسانى مقدارى سنگين و سخت باشد و چنين تصور كنند كه خسته كننده و كسالت آور است. اما به تدريج براى او شيرين و آسان مىشود. امام صادق عليه السلام مىفرمايند: «هركس جوان باشد و در پى يادگيرى و آموزش قرآن باشد، قرآن با گوشت و خون او مخلوط مىشود.» روزهاى اول على الظاهر سخت است. زيرا همين كه مىبيند قاريان زيبا مىخوانند و او نمىتواند مثل آنها بخواند، دلشكسته و نااميد مىشود! اما بايد در اين راه تمرين و ممارست كند تا موفق شود.
قرائت قرآن استقامت مىخواهد و در اين صورت نتيجه بخش خواهد بود. به تدريج حبّ قرآن در دل آدم شعله ور مىشود و در دل مىنشيند. خوشبختانه بعد از گذشت مدت زمان كوتاهى، آدم به قدرى علاقمند مىشود كه ديگر دوست ندارد از قرآن جدا شود.
برداشت شما از قرائت قرآن چيست؟
قرآن كريم دو وجه دارد. يك روى آن على الظاهر خطوطى است كه ديده مىشود. اما روى دوم و اصلى آن عشق، حس و حال، صفا، زيبايى و بسيارى از كمالات اثربخش ديگر است. يك وقت ما از يك راديو دو موج كه با باطرى قلمى و شارژى كار مىكند، استفاده مىكنيم و وقتى تمام شد، از برق براى شارژ باطريها استفاده مىكنيم. وقت ديگر اين است كه خود تبديل به انرژى شده و برق توليد مىكنيم. جلسات اوليه قرائت قرآن مثل شارژ كردن باطرى است، ولى رفته رفته قارى عضوى از آن انرژى عظيم مىشود.