564نخست را چهار امر محرّم به حساب آوردهاند و مورد دوم را يك امر؛ يعنى در بيان تروك احرام فرمودهاند: «1. شكار حيوان صحرايى؛ 2. نزديكى با زنان؛ 3. بوسيدن زن؛ دست زدن به زن؛ نگاه كردن به زن و ملاعبه با او». 1
بنابر اين تفصيل، شكار را هم بايد چند عنوان محرّم قلمداد مىكردند؛ چون آنچه محرّم است و ايشان ذيل عنوان «شكار حيوان صحرايى» به حرمتش تصريح كردهاند، عبارت است از:
1. شكار؛ 2. كمك به ديگرى در شكار (چه ديگرى محرم باشد، چه مُحِلّ)؛ 3.
نگهدارى شكار يا به دست گرفتن آن در حال احرام (هر چند شكار كردنش پيش از احرام باشد)؛ 4. خوردن گوشت شكار (هر چند شكاركننده، مُحِلّ باشد). 2
به نظر مىرسد تعبير و شمارش قدما در اين موضوع، دقيقتر است كه براى مثال، تعبيرات علّامه حلّى، شهيد اوّل و شهيد ثانى را به ترتيب ذكر مىكنيم:
- يجب على المحرم اجتناب صيد الْبَرِّ... أكلاً و ذبحاً، واصطياداً، و إشارةً، و دلالةً، وإغلاقاً و إمساكاً.
و النساء وطئاً، و عقداً له و لغيره و شهادةً عليه و إقامةً، و تقبيلاً و نظراً بشهوةٍ. 3
- أمّا التروك المحرّمة فثلاثون: ... و النساء بكلّ استمتاع حتّى العقد. 4
-... صيد البرّ... اصطياداً و أكلاً و ذبحاً و دلالةً و إغلاقاً، مباشرةً و تسبيباً ولو بإعارة الآلة.
والاستمتاع بالجماع و مقدّماته حتّى العقد. 5
اشكال ديگر به تعبير مرحوم آية اللّه خويى اينكه ايشان «نگاه كردن به زن و ملاعبه با او» را يك عنوان شمردهاند، در حالى كه نگاه، غير از ملاعبه است و به مبناى ايشان مبنى بر تفصيل و جدا كردن اين امور، بايد دو عنوان محسوب مىشد.
اشكال ديگر اينكه تعبيرات «نگاه كردن به زن، دست زدن به زن» و مانند آن در سخن