304يكپارچه و آزاد مىخواهند. انتخابات از نظر آنان بايد پايان اشغال نظامى و سلطه سياسى آمريكا و انگليس باشد. بايد به حضور فتنهانگيز صهيونيستها كه در زير سايه سلاح آمريكائيها خود را به كناره فرات رسانده و خواب آشفته «از نيل تا فرات» را تعبيرى ناقص كردهاند، خاتمه دهد. بايد كدورتهاى فرقهاى و قومى را كه غالباً برانگيخته خباثت دشمنان مشترك است، به اخوت و اتحاد تبديل كند.
اما انتخابات در خيال خام اشغالگران هدف ديگرى دارد. آنان مىخواهند زير نام انتخاب مردمى، مزدوران خود را كه غالباً به خاطر سوابق وابستگى شان به حزب بعث، ذليل و رام دست اشغالگراناند، بر مردم حاكم كنند. مىخواهند هزينه حضور نظامى را از دوش خود بردارند و به دست مزدوران خود هرچه را هم هزينه كردهاند از جيب و نفت عراق جبران كنند. مىخواهند استعمار را در شكل كاملاً جديد آن در عراق مستقر سازند. در اين استعمار فرانوين، مزدوران بيگانه مانند گذشته به طور مستقيم از سوى استعمارگران به كار گماشته نمىشوند، بلكه در انتخاباتى كه رأى مردم با تقلب و خدعههاى رايج ناديده گرفته شده، كسانى به نام مُنْتخب مردم بر سر كار مىآيند. نام و ظاهر كار دموكراسى و باطن آن حاكميت مطلق بيگانه بر ملت مظلوم است.
اكنون دو خطر بزرگ انتخابات عراق را تهديد مىكند: نخست تقلّب و جابجا كردن آرا مردم كه بخصوص آمريكاييها در آن مهارت دارند. اگر زبدگان عراقى و جوانان سياسى و تحصيل كرده با همت و تلاش شبانه روزى بتوانند از وقوع اين تقلب مانع شوند و حكومت مردمى و منتخب خود را بر سر كار بياورند، آنگاه خطر دوم مطرح مىشود كه كودتاى نظامى و مسلط كردن يك ديكتاتور ديگر بر سرنوشت عراق است.
اين خطر نيز با هوشمندى و موقعشناسى و شجاعت مردم غيور و مؤمن عراق و رهبران حقيقى و بزرگوار آنان قابل دفع است. آنان در اين لحظه حساس تاريخى كه سرنوشت دهها سال آينده آنان را رقم مىزند، بايد از ايمان و شجاعت و همبستگى ملى خود بيشترين استفاده را ببرند، انتخاباتى فراگير و سالم و پرشور برگزار نمايند و از نتايج آن با همه توان پاسدارى كنند. اختلاف شيعه و سنى يا عرب و كرد و تركمان