150سال داراى فرزندى چهار ساله است.
براى نشست و گفتگو با ايشان، پيشتر حضرت حجة الاسلام والمسلمين جناب آقاى قريشى (حفظه الله تعالى) زمينه را فراهم آورد و به اتفاق ايشان و محقق ارجمند جناب آقاى رسول جعفريان حدود ساعت ده، به منزل ايشان درآمديم و با استقبال گرم و صميمانۀ وى روبرو شديم و با ميوه و چاى به اضافۀ دوغ بسيار مطبوعى از ما پذيرايى كردند. جناب آقاى قريشى - به علت كارهاى ضرورى كه به عهده داشتند - پس از معرفى ما به آقاى «العمرى» به محل كارشان بازگشتند.
ايشان در پى پرسشهايى كه پياپى مطرح مىساختيم مطالبى را خاطر نشان ساختند و در پاسخ اين پرسش كه: «مجموع شيعيان مقيم در مدينه به چند هزار تن مىرسد؟» گفت: «جمعيت شيعيان حدود 25 هزار نفر است»، ولى از لحن بيانش استفاده مىشد كه تشكّلى ندارند و نمىتوانند به عللى از تشكيلاتى كه آنان را هماهنگ سازد و ميانشان همبستگى و همسويى در اهدافشان به هم رساند، برخوردار باشند.
دربارۀ حوزۀ علميه در مدينه پرسيديم، در جواب ما گفت: «حوزۀ علميه وجود ندارد و چنين حوزهاى در احساء و قطيف داير است كه طلابى را در حد درسهاى سطح تربيت مىكنند. البته حدود هيجده تن از طلاب علوم دينى كه از اهل مدينهاند در خارج كشور عربستان از قبيل سوريه و جمهورى اسلامى ايران (حوزۀ علميۀ قم) و احياناً احساء و قطيف سرگرم تحصيل علوم دينى هستند. بيشترين طلاب مدينه در سوريه تحصيل مىكنند».
از وى دربارۀ كلمۀ «نخاوله» و اينكه اين كلمه ريشه در چه واژهاى و چه مفهومى دارد، سؤال شد.
پاسخ آقاى عَمْرى چندان مشخص نبود و گويا بر آن بودند كه اين اصطلاح، با واژۀ «نخل» داراى پيوندى است و «نخاوله» كشاورزانى هستند كهبا «نخل» سر و كار داشته و به امر كشاورزى نخل مىپرداختند. از بيان ايشان چنين استفاده مىشد كه اين اصطلاح سابقهاى چند قرنى و بس طولانى دارد و ضمناً عارى از شائبۀ تحقير هم نيست.
مرحوم طالقانى (برادر جلال آل احمد) در زمان مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهانى نمايندۀ ايشان بودند و در مدينه زندگانى مىكردند، و در قبرستان بقيع مدفونند. از