98
وَ قٰالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنٰا أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبىٰ إِلَيْهِ ثَمَرٰاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنّٰا وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ . 1
«گفتند: اگر از كيش تو پيروى كنيم، ما را از سرزمينمان برمىكنند. آيا آنها را در حرمى امن جاى ندادهايم كه همه گونه ثمرات در آن فراهم مىشود؟ و اين رزقى است از جانب ما ولى بيشترينشان نمىدانند.»
تعبير «تخطّف» به معناى اختلاس با سرعت و به زبان ساده قاپيدن است. 2 همچنين گاهى مراد اين است كه شخصى را از همه طرف مورد حمله قرار دهند. در برخى از موارد هم تخطف از سرزمين استعاره است و مراد كشتن، اسير كردن و غارت كردن است.
گويى خود آنان و هر چه متعلق به آنان است يكجا قاپيده مى شوند. همچنين تعبير «ارضنا» اشاره به سرزمين مكه دارد؛ زيرا در ادامه خداوند از آن به حرم امن ياد كرده است. ضمناً به دست مىآيد كه گويندگان در اين آيه، مشركين مكهاند.
واژۀ «ٰامناً» وصفى براى حرم است. پس معناى آيه اين است كه خداوند چنين مقدر فرمود كه اهل مكه در حرمى كه داراى امنيت است جاى گيرند. در آيه مزبور امنيت به خود حرم نسبت داده شده است. بعضى از مفسرين آنرا مجاز در نسبت شمرده، منظور را اهل مكه دانستهاند. 3 و بعضى ديگر ميان امنيت خود حرم يا ساكنان آن مردد ماندهاند. 4
با توجه به آنچه گذشت بايد گفت اهالى مكه در زمانى كه مشرك و كافر بودند و سرزمين مكه وادى بىآب و علف بود، خداوند آنجا را روزى داد و رزق خود را بر آن شهر سرازير كرد، اما اگر اهالى آن موحد شوند طبعاً بر امنيت و رزق و روزى آن خواهد افزود. از اين رو رانده شدن از سرزمين مكه براى عدم پذيرش هدايت خدا بهانهاى بيش نيست و نيز ضمناً به دست مىآيد كه اگر انسان ها به سمت هدايت، تقوا و ايمان الهى بروند، نه تنها از بركات دنيوى آنها كاسته نمىشود، بلكه صد چندان افزوده شده، از