92تسبيحشان را نمىفهميد.»
سوم آنكه در حرم وساوس شيطانى به دليل حضور ملائكه كمتر است، حتى ممكن است به صفر برسد. اين امر به دليل حضور فراوان فرشتگان است كه در محل حرم به پاسبانى و نگهبانى مشغولاند. لذا محدودۀ حرم محل حضور دائمى فرشتگان الهى و محل حضور قلب است.
لطيفۀ چهارم، مسئلۀ نور است. محدودۀ حرم با نورى معين شده كه يا از ياقوت سرخ كه ستون خيمه آدم بود منتشر شد و يا درخشش حجرالاسود بود. پس محدودۀ حرم و مكه محل نزول انوار الهى و خيمه هاى بهشتى است. در قرآن دربارۀ نور و زمين آيهاى است.
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهٰا؛ 1
«خداوند زمين را با نور خويش روشن نمود.»
دربارۀ معناى روشن كردن زمين اقوالى است امّا آنچه مسلّم است اينكه زمين با نور روشن شده است و اين روشنايى پديدهاى است براى زمين كه خداوند آن را انجام داد.
حال با توجّه به مسئلۀ دحوالارض طبعاً اولين نقطۀ زمين كه نور و اشراق الهى آن را فرا گرفته است سرزمين مكه خواهد بود. 2
آخرين نكتهاى قابل يادآورى اينكه از روايات مزبور به دست آمد كه بناى بيت اللّٰه در زمان آدم عليه السلام بوده است؛ حال يا به دست آدم يا دست فرشتگان نگهبان. اين در حالى است كه در آيات بناى كعبه به ابراهيم خليل اللّٰه عليه السلام نسبت داده شده است. شايد بتوان گفت كه آغاز بناى كعبه به آدم عليه السلام بازمىگردد، امّا پس از آدم خانۀ كعبه چندان مورد توجّه نبود تا آنكه حضرت ابراهيم عليه السلام آنرا تجديد بنا كرد. بنابراين از نظر تاريخى پيشينۀ كعبه و مكه سابقهاى معادل قدمت آدم عليه السلام و زمين دارد. قرآن مىفرمايد: