128نيتهاى غيرالهى خالى باشد لذا يكى ديگر از ويژگىهاى شهر مكه اينكه عبادت در آنجا بايد همراه با اخلاص بوده نيت غيرالهى آنرا همراهى نكند. 1
كسى كه در بلد صدر منشرح سكونت دارد و حول خانة قلب طواف مىكند با عمق وجود متوجه خدا شده است لذا مراد از بلد مكه، مقام صدر و مراد از بيت كعبه، مقام قلب عارف است و اگر سالك توجه تام و كامل به خدا داشته باشد سينهاش به طواف مقام قلب همت گمارده است لذا غايت و هدف حضور در سرزمين مقدس مكه، اقامۀ نماز و توجه كامل به حريم قدس ربوبى است. 2
در ادامۀ آيه يكى ديگر از دعاهاى ابراهيم عليه السلام تحقق مىپذيرد و آن اينكه ابراهيم عليه السلام از خدا خواست دلهاى مردم متمايل به ذريۀ او شوند. ضمير «اليهم» به ذريه باز مىگردد. در آيه ضمير مفرد «اليه» استفاده نشد تا به بيت بازگردد. آيه نمىگويد دلهاى مردم به بيتاللّٰه الحرام متمايل باشد بلكه مىگويد دلهاى مردم به ذريۀ من يعنى همانها كه اقامۀ نماز مىكنند متمايل باشد. از سوى ديگر واژۀ «تهوى» به معنى محبت و اشتياق است و نيز در آغاز اين قسمت از «فاء» استفاده شده است (فاجعل) كه دلالت بر تفريع مىكند.
از مجموعۀ اين تعابير مىتوان استفاده كرد كه ابراهيم عليه السلام ذريۀ خود را در آن سرزمين ساكن نمود؛ سرزمينى كه كعبه را در خود جاى داده است تا آنها خالصانه عبادت كنند.
سپس ابراهيم عليه السلام از خدا خواست در دلهاى تمام آدميان شوق و محبتى نسبت به ذريۀ او پديد آيد. شايد بتوان از اينجا به قانونى دست يافت و آن اينكه اگر كسى بندگى خدا كند خداوند محبت او را در دل مردم قرار مىدهد لذا راه كسب محبت و علاقۀ مردم رفتن به سوى آنها نيست بلكه تنها راه مفيد و مؤثر اين است كه انسان به سمت خداى مردم برود نه خود مردم. قرآن هم در شريفهاى به اين لطيفه اشاره مىكند:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمٰنُ وُدًّا. 3