101براى خدا. حج آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است.»
در آيه مزبور يكى از آيههاى روشن الهى امنيت ذكر شده است . امنيت براى كسى است كه به سرزمين مقدس مكه وارد شده باشد. امنيت در اين آيه يا به معناى رهايى از عذاب الهى است كه در قيامت شامل بعضى مىشود يا مراد رهايى از مؤاخذههاى دنيويست. احتمال ديگرى هم وجود دارد و آن اينكه هر كس به اين منطقه وارد شود، از تعرض مستكبران و ستمگران در امان است. البته اين نكته هم بيان شده كه كسى كه در آنجا دفن شود، از عذاب رهيده است. 1 البته اين احتمال به احتمال اول مى تواند بازگردد.
در تفسير عرفانى كشف الاسرار داستانى بيان شده است 2 كه به وجه امنيت خانۀ خدا اشاره دارد:
«ابوالنجم الصوفى مردى قرشى بود . گفتا شبى طواف مىكردم. گفتم يا سيدى! تو گفته اى وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً هر كه در خانۀ كعبه شود ايمن است! از چه چيز ايمن است؟ گفتا هاتفى آواز داد كه «آمِناً مِنَ النَّارِ» يعنى از آتش دوزخ ايمن است.»
نكتهاى عرفانى در اين فراز وجود دارد كه فرمود: وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً . بر اساس قاعدهاى قرآنى - عرفانى مى توان گفت كه جهان ظاهرى دارد و باطنى، قرآن هم چنين است يعنى باطنى براى آن وجود دارد، چنانكه انسان هم صورت ظاهر و باطن دارد. لذا جهان، قرآن و انسان دو صورت دارند، ظاهر و باطن. از سوى ديگر تمام شئون آدمى هم، چنين است. تمام اعمال و رفتارى كه انسان انجام مىدهد بجز جنبۀ ظاهر، بعد باطنى هم دارد. كسى كه اهل سير و سلوك است و يك به يك منازل و مقامات را طى مىكند، به مقام قلب وارد مىشود. مقام قلب چيزى جز مرتبۀ تسليم محض نيست. در اين حالت بنده از خود سلب اراده مىكند، تمام وجودش را در اختيار خدا قرار مىدهد. در