472در اين لحظه، پيامبر صلى الله عليه و آله رو به من كرد و از خصوصيات زندگى من به طور دقيق خبر داد و گفت: آيا تو از نظر آئين، «ركوسى» 1نبودى؟! گفتم چرا. فرمود: چرا يك چهارم درآمد قوم خود را به خود اختصاص داده بودى؟ آيا آئين تو اين كار را به تو اجازه مىداد؟ گفتم نه. من از گزارشهاى غيبى وى مطمئن شدم كه او فرستادۀ خدا است.
هنوز در اين انديشه بودم كه با سخن سوم او روبرو شدم؛ فرمود: فقر و تهىدست بودن مسلمانان مانع از پذيرفتن اسلام تو نگردد، زيرا روزى فرا مىرسد كه ثروت جهان به سوى آنها سرازير مىگردد و كسى پيدا نمىشود كه آن را جمع و ضبط كند.
و اگر فزونى دشمن و كمى مسلمانان مانع از ايمان آوردن شما مىگردد؛ به خدا سوگند روزى فرا مىرسد كه بر اثر گسترش اسلام و فزونى مسلمانان، زنان بىكس از «قادسيه» به زيارت خانۀ خدا مىآيند، و احدى متعرّض آنها نمىشود. اگر امروز مىبينى كه قدرت و نفوذ در اختيار ديگران است، من به تو قول مىدهم؛ روزى فرا رسد كه نيروهاى اسلام تمام اين كاخهاى تو را تصرف كرده و «بابل» را به روى خود بگشايند.
عدى مىگويد: من زنده ماندم و ديدم كه در پرتو امنيت اسلام، زنان بىكس از دورترين نقاط به زيارت خانۀ خدا مىآمدند و كسى متعرض آنها نمىشد. ديدم كه كشور بابل فتح شد و مسلمانان تاج و تخت كسرى را تصاحب كردند. اميدوارم كه سومى را نيز ببينم يعنى ثروت جهان رو به مدينه بگذارد، و كسى رغبت به جمع و ضبط آن پيدا نكند. 2
«طبرسى»، در تفسير آيۀ اِتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ... 3ملاقات «عدى» را با پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده؛ و مىگويد: وى موقعى حضور پيامبر رسيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آيۀ ياد شده را تلاوت مىكرد. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از تلاوت آيه فارغ شد، «عدى» با لحن اعتراضآميز به وى