453هرگز به او دستور جنگ نداده بودم. 1
امير مؤمنان در جبران خسارت، ضررهاى معنوى و روحى را نيز در نظر گرفت و مبلغى به كسانى كه از حملات خالد ترسيده بودند پرداخت و كاملاً دلجويى نمود. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از طرز عادلانۀ امير مؤمنان آگاه شد فرمود: على! من اين كار شما را با شترانى زياد و سرخمو عوض نمىكنم 2. على تو رضايت مرا به دست آوردى، خدا از تو راضى گردد. على! تو راهنماى مسلمانان هستى، سعادتمند كسى است كه تو را دوست بدارد و راه تو را پيش گيرد، بدبخت كسى است كه با تو مخالفت كند و از طريق تو منحرف گردد 3. مَثَل تو نسبت به من مانند هارون است نسبت به موسى، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست. 4
جنايت ديگر خالد
اين تنها جنايتى نيست كه خالد در دوران زندگى به ظاهر اسلامى خود مرتكب مىشود بلكه در دوران خلافت ابى بكر شديدتر از آن را انجام داد و اجمال آن اين است كه برخى از قبايل پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله راه ارتداد پيش گرفتند و يا به تعبير صحيحتر خلافت ابى بكر را به رسميت نشناختند و از دادن زكات ابا ورزيدند، خليفۀ وقت گروهى را به اطراف فرستاد تا مرتدان را سركوب سازند.
خالد بن وليد به بهانۀ ارتداد به قبيلۀ مالك بن نويره حمله برد و مالك و تمام افراد قبيله؛ براى دفاع آماده بودند و همگى مىگفتند كه ما مسلمانيم و نبايد مورد هجوم سربازان اسلام قرار گيريم. خالد از طريق مكر و حيله همۀ آنها را خلعسلاح كرد و رئيس قبيله (مالك بن نويره) را كه مرد مسلمانى بود كشت و به همسر او نيز تجاوز نمود.
آيا با اين پروندۀ سياه شايسته است او را سيف اللّٰه خوانيم و او را از افسران