447
على عليه السلام بر دوش پيامبر صلى الله عليه و آله
محدثان و تاريخنگاران مىگويند:
قسمتى از بتهاى منصوب بر داخل كعبه، و يا بيرون آن، وسيلۀ على عليه السلام سرنگون شد. پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: على! بنشين تا من بر دوش تو قرار گيرم، و بتها را سرنگون كنم. على عليه السلام در حالى كه كنار ديوار كعبه قرار گرفته بود، پيامبر صلى الله عليه و آله را بر دوش گرفت ولى احساس سنگينى و ضعف نمود. پيامبر صلى الله عليه و آله از وضع على عليه السلام آگاه شد، دستور داد كه على عليه السلام بر دوش او قرار گيرد. على عليه السلام بر دوش پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و بت بزرگ قريش را كه از مس بود، بر زمين افكند. آنگاه به انداختن ديگر بتها پرداخت. 1
شاعر سخنور «حلّه» و «ابن العرندس» كه از شاعران قرن نهم اسلامى است؛ در قصيدۀ خود پيرامون اين فضيلت چنين مىگويد:
و صعود غارب أحمد فضل له
دون القرابة و الصحابة أفضلا
صعود على عليه السلام بر دوش احمد، فضيلتى است براى او. اين فضيلت، غير از خويشاوندى و همنشينى است.
پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد درب كعبه را باز كردند، و در حالى كه دستهاى خود را بر چهارچوبههاى درب گذارده بود، و همۀ مردم قيافۀ نورانى و جذاب او را مىديدند؛ رو به مردم كرده چنين گفت:
«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ»؛
«سپاس خدايى را كه به وعدۀ خود عمل نمود و بندۀ خود را كمك كرد، و دشمنان را به تنهايى سركوب ساخت.»
خدا در يكى از آيات قرآن به پيامبر خود وعده داده بود كه تو را به زادگاه خود باز خواهم گردانيد و چنين فرموده بود: إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرٰادُّكَ إِلىٰ مَعٰادٍ.... 2 يعنى خدايى كه ابلاغ قرآن را بر تو لازم كرده (و در راه آن از وطن خود