431قبيلۀ مزينه، هزار نفر با صد اسب و صد زره و سه پرچم.
قبيلۀ اسلم، با چهارصد نفر با سى اسب و دو پرچم.
قبيلۀ جهينه، هشتصد نفر با پنجاه اسب و چهار پرچم.
قبيلۀ بنى كعب، پانصد نفر با سه پرچم.
و باقيماندۀ سپاه را افراد قبيلههاى غفار، اشجع و بنى سليم تشكيل مىدادند. 1
ابن هشام مىگويد: كليۀ سپاهيان اسلام به ده هزار نفر مىرسيدند، آنگاه مىافزايد:
از بنى سليم هفتصد و برخى مىگويند هزار نفر، از بنى غفار چهارصد نفر، از اسلم چهارصد نفر، از «مزينه» هزار و سيصد نفر و باقيمانده از مهاجر و انصار و همپيمانان آنان و گروهى از قبايل تميم و قيس و اسد بودند.
براى عملى ساختن اين موضوع، تمام طرق و شوارعى كه منتهى به مكه مىگرديد، تحت مراقبت مأموران حكومت اسلام قرار گرفت، و رفت و آمد، شديداً تحت كنترل درآمد. هنوز سربازان اسلام حركت نكرده بودند كه جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داد يك نفر از سادهلوحان كه در صفوف مسلمانان جاى داشت، نامهاى به قريش نوشته و با زنى به نام «ساره» قرارداد كرده كه با اخذ مبلغى نامۀ وى را به قريش برساند، و در آن نامه حملۀ قريب الوقوع مسلمانان را به مكه، فاش ساخته بود.
«ساره»، از زنان نوازندۀ مكه بود و گاهى در مجالس سوگوارى قريش نوحهسرايى نيز مىكرد. پس از جنگ بدر، كار او رونق خود را در مكه از دست داد، زيرا در جنگ بدر گروهى از شخصيتهاى قريش كشته شدند، و حزن و اندوه سراسر مكه را فراگرفت. از اين نظر، مجالس نوازندگان و عيش و طرب برچيده شد؛ و براى اينكه خشم و كينۀ قريش محفوظ بماند، و احساسات مردم براى گرفتن خون كشتگان بدر از بين نرود، مجالس نوحهسرايى مطلقاً ممنوع