426مسلمانان و قريش مىتوانند با هر قبيلهاى پيمان ببندند. براساس اين ماده، قبيلۀ «خزاعه» با مسلمانان همپيمان شدند و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دفاع از آب و خاك و جان و مال آنان را به عهده گرفت: و قبيلۀ «بنى كنانه» كه از دشمنان ديرينۀ قبيلۀ «خزاعه» و هممرز آنان بودند، با قريش همپيمان گشتند. اين جريان، با بستن يك قرارداد صلح دهساله كه حافظ امنيت اجتماعى و صلح عمومى در نقاط عربستان بود، پايان پذيرفت.
طبق اين قرارداد، طرفين نبايد بر ضد يكديگر قيام مسلحانه نمايند، و يا همپيمانان خود را بر ضد همپيمان طرف مقابل، تحريك كنند. دو سال از آغاز اين قرارداد گذشت، و طرفين در صلح و رفاه، و امنيت بسر مىبردند؛ تا آنجا كه مسلمانان در سال بعد با كمال آزادى، به زيارت خانۀ خدا رفته و مراسم مذهبى و وظايف اسلامى خود را در برابر ديدگان هزاران دشمن بتپرست انجام دادند.
پيامبر صلى الله عليه و آله در ماه «جمادى الاولى» سال هشتم، يك هنگ سه هزار نفرى را به فرماندهى سه تن از افسران ارشد اسلام، به كرانههاى شام براى سركوبى عُمال روم - كه مبلغان بىپناه اسلام را ناجوانمردانه كشته بودند - اعزام نمود. سپاه اسلام در اين مأموريت اگر چه جان به سلامت بردند، و فقط سه افسر و چند سرباز بيش كشته ندادند؛ ولى با پيروزى چشمگيرى كه از مجاهدان اسلام انتظار مىرفت، بازنگشتند، و عمليات آنها بيشتر به حالت «جنگ و گريز» شباهت داشت. انتشار اين خبر در ميان سران قريش، موجب جرأت و جسارت آنان گرديد. آنان تصور كردند كه نيروى نظامى اسلام به ضعف و ناتوانى گراييده، و مسلمانان روح سلحشورى و سربازى را از دست دادهاند. از اين نظر، تصميم گرفتند كه محيط صلح و آرامش را به هم بزنند. نخست در ميان قبيلۀ «بنو بكر» 1اسلحه پخش كرده و آنان را تحريك كردند، كه شبانه به قبيلۀ «خزاعه» - كه با مسلمانان همپيمان بودند - حمله ببرند و گروهى را كشته و