416بود، دعوت نمود.
حادثۀ جانگدازتر
مقارن اين جريان، حادثۀ جانگدازترى رخ داد. اين حادثه، تصميم پيامبر صلى الله عليه و آله را براى ادب كردن مرزنشينان شام كه آزادى تبليغ را از مبلغان اسلام سلب نموده، و ناجوانمردانه سفير پيامبر صلى الله عليه و آله و سپاه تبليغ او را كشته بودند، جدىتر ساخت. اينك آن جريان:
در ماه ربيع سال هشتم، «كعب بن عمير غفارى» از طرف پيامبر صلى الله عليه و آله مأموريت يافت كه با 15 نفر كه همگى به سلاح تبليغ مجهز بودند؛ به سرزمين «ذات اطلاح» كه در پشت «وادى القرى» قرار دارد، روانه شوند، و اهالى آنجا را به آيين يكتاپرستى و رسالت دعوت نمايند. سپاه تبليغ در آن نقطه فرود آمدند و با مخالفت شديد مردم روبرو شده، و همگى مورد حملۀ آنان قرار گرفتند. سپاه تبليغ؛ خود را در محاصرۀ جمعيت انبوهى ديدند، و جانانه از خود دفاع نمودند، و شهادت را بر ذلت و خوارى ترجيح دادند. فقط يك نفر از آنها كه با بدن مجروح در ميان كشتگان افتاده بود، نيمه شب از جاى خود برخاست، و راه مدينه را پيش گرفت، و جريان را به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد.
كشتن سپاه تبليغ، و اعدام بىگناه، سبب شد كه در ماه جمادى فرمان جهاد صادر گردد، و سپاهى مركب از سه هزار نفر براى سركوبى ياغيان و مزاحمان تبليغ اسلام اعزام شوند. 1
فرمان جهاد صادر گرديد. در لشكرگاه مدينه «جرف»، سه هزار رزمندۀ دلاور دور هم گرد آمدند. پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله ، شخصاً به لشكرگاه آمد و بياناتى ايراد نمود و چنين فرمود:
«به نقطهاى كه سفير اسلام را كشتهاند، مىرويد و آنان را مجدداً به اسلام