394خوردن گوشت حيواناتى كه خوردن آنها مكروه است، گرسنگى را برطرف مىكردند: چوپان سياه چهرهاى كه براى يهوديان گلهدارى مىكرد، حضور پيامبر صلى الله عليه و آله شرفياب گرديد و درخواست نمود كه حقيقت اسلام را بر او عرضه بدارد. او در همان جلسه بر اثر سخنان نافذ پيامبر صلى الله عليه و آله ايمان آورد، و گفت: اين گوسفندان همگى در دست من امانت است، و اكنون كه رابطۀ من با صاحبان گوسفندان بريده شده، تكليف من چيست؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر ديدگان صدها سرباز گرسنه، با كمال صراحت فرمود: «در آئين ما خيانت در امانت يكى از بزرگترين جرمها است. بر تو لازم است گوسفندان را تا در قلعه ببرى و همه را به دست صاحبانشان برسانى». او دستور پيامبر صلى الله عليه و آله را اطاعت نمود و بلافاصله در جنگ شركت كرد و در راه اسلام جام شهادت نوشيد. 1
آرى، پيامبر نه تنها در دوران جوانى، لقب «امين» گرفته بود؛ بلكه در تمام حالات امين و درستكار بود. در تمام دوران محاصره، رفت و آمد گلههاى قلعه، در صبح و عصر، كاملاً آزاد بود، و يك نفر از مسلمانان در فكر ربودن گوسفندان دشمن نبود. زيرا آنان در پرتو تعاليم عالى رهبرى خود، امين و درستكار بار آمده بودند. تنها يك روز كه گرسنگى شديدى بر همۀ آنها غالب گرديده بود؛ دستور داد، دو رأس گوسفند از گله بگيرند، و باقيمانده را رها كنند، تا آزادانه وارد دژ شوند، و اگر اضطرار شديد در كار نبود، هرگز دست به چنين كارى نمىزد. از اين رو، هرموقع شكايت سربازان خود را از گرسنگى مىشنيد، دست به دعا بلند مىكرد و مىگفت:
بار الها! دژى كه مركز غذا است، به روى سربازان بگشا و هرگز اجازه نمىداد، بدون فتح و پيروزى به اموال مردم دستبرد زنند. 2
دژها يكى پس از ديگرى گشوده مىشود
پس از فتح قلعههاى «ناعم» و «قموص»، سپاهيان اسلام به طرفِ دژهاى «وطيح» و «سلالم» يورش آوردند.
ولى مسلمانان با مقاومت سرسختانۀ يهود،