393يهود به شمار مىرفت.
مسلمانان، كه در برابر چنين دشمن مجهز و نيرومندى قرار گرفته بودند؛ بايد در تسخير اين دژها از هنرنمايى نظامى و تاكتيكهاى جنگى حد أكثر استفاده را بنمايند. نخستين كارى كه انجام گرفت، اين بود كه شبانه تمام نقاط حساس و راهها، به وسيلۀ سربازان اسلام اشغال گرديد. اين كار به قدرى مخفيانه و در عين حال سريع انجام گرفت، كه نگهبانان برجها نيز از اين كار آگاهى نيافتند. صبحگاهان كه كشاورزان «خيبر»، با لوازم كشاورزى از قلعهها بيرون آمدند؛ چشمهاى آنها به سربازان دلير و مجاهد اسلام افتاد، كه در پرتو قدرت ايمان و بازوان نيرومند و سلاحهاى برنده، تمام راهها را به روى آنها بستهاند، كه اگر قدمى فراتر بگذارند، فوراً دستگير خواهند شد. اين منظره آنچنان آنها را خائف و مرعوب ساخت، كه بىاختيار پا به فرار گذاردند، و همگى گفتند كه: محمد صلى الله عليه و آله با سربازانش اينجاست و فوراً درهاى دژها را سخت بسته و در داخل دژها شوراى جنگى تشكيل گرديد. وقتى چشم پيامبر صلى الله عليه و آله به لوازم تخريبى مانند بيل و كلنگ افتاد، آن را به فال نيك گرفت و براى تقويت روحيۀ سربازان اسلام فرمود: «اللّٰه أكبر خربت خيبر إنّا إذا نزلنا بساحة قومٍ فساء صباح المنذرين»؛ «ويران باد اين خيبر! وقتى بر قومى فرود آييم چه قدر بد است روزگار بيمدادهشدگان». نتيجۀ اين شورا اين بود كه زنان و كودكان را در يكى از دژها، و ذخاير غذايى را در دژ ديگر جاى دهند و دليران و جنگاوران هر قلعه با سنگ و تير از بالا دفاع كنند و قهرمانان هر دژ در مواقع خاصى از دژ بيرون آيند و در بيرون دژ با دليران اسلام بجنگند. دلاوران يهود از اين نقشه تا آخر نبرد دست برنداشته، از اين جهت، توانستند مدت يك ماه در برابر ارتش نيرومند اسلام مقاومت كنند؛ به طورى كه گاهى براى تسخير يك دژ ده روز تلاش انجام مىگرفت و نتيجهاى به دست نمىآمد.
پرهيزكارى در عين گرفتارى
در اين حالت كه گرسنگى شديد، بر مسلمانان مستولى گرديده بود و آنان با