360مخالف است. از اين جهت، از محمد و آئين او وحشت و اضطراب داشتند. در اين موقع شركت محمد صلى الله عليه و آله و ياران او در مراسم «عمره»، توانست تا حدى از وحشت و اضطراب قبايل مشرك بكاهد؛ و در عمل روشن كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز با زيارت خانۀ خدا و فريضۀ يادشده كه از شعائر مذهبى و رسوم مذهبى آنها است، نه تنها مخالف نيست، بلكه آن را يك فريضۀ لازم مىداند؛ و او به سان پدربزرگ عرب حضرت «اسماعيل»، در احياى و ابقاى آنها كوشا است و از اين راه مىتواند قلوب گروهى را كه آئين آن حضرت را با شئون ملى و مذهبى خود صددرصد مخالف مىدانستند، به سوى خود جلب نمايد و از وحشت آنها بكاهد.
ثانياً: اگر مسلمانان در اين راه با موفقيت روبرو شوند، و فرايض عمره را آزادانه در مسجد الحرام، در برابر ديدۀ هزاران عرب مشرك انجام دهند؛ اين عمل، تبليغ عظيمى از آئين اسلام خواهد بود. زيرا در اين ايام كه مشركان، از تمام نقاط عربستان در آن سرزمين گرد خواهند آمد، اخبار مسلمانان را به وطن خود خواهند برد و از اين طريق نداى اسلام به نقاطى كه پيامبر صلى الله عليه و آله نمىتوانست در آن روز به آن نقاط مبلّغ اعزام كند، خودبخود خواهد رسيد، و اثر خواهد گذاشت.
ثالثاً: پيامبر صلى الله عليه و آله ، احترام ماههاى حرام را در مدينه يادآور شد و فرمود: «ما فقط براى زيارت خانۀ خدا مىرويم»، و به مسلمانان دستور داد كه از حمل هرنوع اسلحه، جز شمشيرى كه مسافر در حال سفر همراه خود حمل مىكند خوددارى كنند. اين مطلب، عواطف و تمايلات بسيارى از اجانب را به سوى اسلام جلب نمود، زيرا برخلاف تبليغات سوئى كه قريش دربارۀ اسلام انجام داده بود؛ همگى مشاهده كردند كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله همانند ديگران، جنگ را در اين ماهها حرام دانسته و خود طرفدار بقاى اين سنت ديرينه است.
رهبر عاليقدر اسلام با خود مىانديشيد كه اگر در اين راه توفيقى نصيب مسلمانان گردد، مسلمانان به يكى از آرزوهاى ديرينه خود نايل خواهند شد. همچنين، دورافتادگان از وطن، از خويشان و دوستان خود، تجديد ديدار خواهند كرد، و اگر قريش از ورود آنها به سرزمين حرم جلوگيرى نمايند، در اين صورت حيثيت خود را در جهان عرب از دست مىدهند.