313گزارش كرد، آگاه گرديدند. 1
در برابر اين جنايت چه بايد كرد؟
اكنون وظيفۀ پيامبر صلى الله عليه و آله با اين دستۀ خيانتكار چيست؟ گروهى كه از مزاياى حكومت اسلامى برخوردار بودند؛ و سربازان اسلام، اموال و نواميس آنها را حفظ مىكرد، جمعيتى كه نشانههاى بارز نبوت و رسالت را در سراسر زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله مىديدند و دلائل نبوت و گواههاى راستگوئى او را در كتابهاى خود مىخواندند، ولى به جاى مهماننوازى نقشۀ قتل او را كشيدند و ناجوانمردانه كمر بر ترور او بستند، مقتضاى عدالت در اين زمينه چيست؛ و براى اينكه اين جريانها بار ديگر تكرار نشود، و ريشۀ اين گونه حوادث سوزانده شود چه بايد كرد؟!
راه منطقى همان بود كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله برگزيد. به تمام سربازان آمادهباش داده شد، سپس «محمد بن مسلمه اوسى» را پيش خود خواند، و دستور داد هر چه زودتر از طرف وى به سران بنى النضير پيام زير را برساند.
وى با سران بنى النضير تماس گرفت و گفت: رهبر عاليقدر اسلام، به وسيلۀ من براى شما پيامى فرستاده كه هر چه زودتر اين آب و خاك را در ظرف ده روز ترك گوييد. زيرا پيمانشكنى كردهايد و از در مكر و حيله وارد شدهايد و اگر در اين ده روز اين مرز و بوم را ترك نكنيد خون شما هدر است.
اين پيام، افسردگى عجيبى در ميان يهود پديد آورد و هر كدام گناه را به گردن ديگرى انداخت. يكى از سران آنها پيشنهاد كرد كه همگى اسلام آورند؛ ولى لجاجت اكثريت مانع از پذيرفتن چنين پيشنهاد گرديد.
بيچارگى عجيبى آنها را فراگرفت، به ناچار رو به محمد بن مسلمه كردند و گفتند: اى محمد تو از قبيلۀ اوس هستى و ما پيش از آمدن پيامبر اسلام با قبيلۀ تو پيمان دفاعى داشتيم، اكنون چرا با ما از در جنگ وارد مىشوى؟ وى با كمال رشادت كه در خور هر مسلمانى است گفت: آن زمان گذشت، اكنون دلها دگرگون شده است.