297بيايم، اظهار ناراحتى نخواهم كرد و اين مصيبت را در راه خدا خواهم پذيرفت.
اين بانوى تربيت يافته، با كمال وقار به بالين برادر آمد، نماز بر او خواند و در حق او طلب آمرزش نمود و بازگشت.
راستى قدرت ايمان بالاترين نيروهاست. سختترين طوفانها و هيجانها را مهار مىكند، و بر شخص مصيبتزده وقار و سكينه مىبخشد.
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى شهداى «احد» نماز خواند و آنها را يكيك و يا دوتا دوتا، دفن كرد. دستور داد كه «عمر جموح» و «عبد اللّٰه عمرو» را در يك قبر بگذارند، زيرا آنان قبلاً با هم دوست بودند، چه بهتر كه در حال مرگ نيز با هم باشند. 1
آخرين سخنان سعد بن ربيع
«سعد بن ربيع»، از ياران با وفاى پيامبر صلى الله عليه و آله بود و دلى لبريز از ايمان و اخلاص داشت. آنگاه كه با دوازده زخم نقش زمين شده بود، مردى از كنار وى گذشت و به او گفت: مىگويند: محمد صلى الله عليه و آله كشته شده است. سعد به وى گفت: اگر محمد صلى الله عليه و آله كشته شده، ولى خداى محمد زنده است، و ما در راه نشر آئين خدا جهاد مىكنيم، و از حريم توحيد دفاع مىنماييم.
وقتى شعلۀ جنگ خاموش گرديد، پيامبر صلى الله عليه و آله به ياد سعد ربيع افتاد، و گفت: چه كسى مىتواند، براى من خبرى از «سعد» بياورد؟ «زيد بن ثابت» داوطلب شد، كه از مرگ و حيات سعد خبر صحيحى براى پيامبر صلى الله عليه و آله بياورد او سعد را در ميان كشتگان يافت، و به او گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله مرا مأمور كرده كه از حال شما تحقيق كنم، و خبر صحيحى از شما براى او ببرم. سعد گفت: سلام مرا به پيامبر برسان و بگو: چند لحظه بيشتر از زندگى «سعد» باقى نمانده است، و خداوند به تو اى پيامبر خدا، بهترين پاداش كه سزاوار يك پيامبر است بدهد.
و نيز افزود كه: سلام مرا به انصار و ياران پيامبر صلى الله عليه و آله برسان و بگو: هرگاه به