290وحشى مىگويد: تا پيامبر صلى الله عليه و آله زنده بود، من خود را از او پنهان مىكردم. پس از مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله ، نبرد مسيلمۀ كذاب پيش آمد، من در ارتش اسلام شركت كردم و همان حربۀ خود را در كشتن مسيلمه به كار بردم و با كمك يك نفر از انصار به قتل او نائل گرديدم. اگر من با اين حربه بهترين مردم يعنى حمزه را كشتهام، ولى بدترين مردم نيز از خطر اين حربه بىنصيب نبوده است.
شركت وحشى در نبرد مسيلمه مطلبى است كه خود او ادعا مىكند، ولى ابن هشام مىگويد: وحشى در پايان عمر به سان زاغ سياهى بود، كه پيوسته بر اثر شرابخوارى مورد تنفر مسلمانان بود و مرتب حد شراب بر او جارى مىگشت، و بر اثر عملهاى ناشايست نام او را در دفتر ارتش خط كشيدند، و عمر خطاب مىگفت: قاتل حمزه نبايد در سراى ديگر رستگار گردد. 1
4 - اُمّ عامر: جاى گفتگو نيست كه جهاد ابتدايى، براى زنان در اسلام حرام است. از اينرو، هنگامى كه نمايندۀ زنان مدينه، به حضور پيامبر اكرم شرفياب گرديد، و دربارۀ اين محروميت با پيامبر صلى الله عليه و آله سخن گفت، و اعتراض كرد كه ما تمام كارهاى شوهران را از نظر زندگى تأمين مىنماييم و آنان با خاطر آرام در جهاد شركت مىنمايند، ولى ما جامعۀ زنان از اين فيض بزرگ محروميم.
پيامبر صلى الله عليه و آله به وسيلۀ او، به جامعۀ زنان مدينه پيام داد و فرمود: اگر روى يك سلسله علل فطرى و اجتماعى، از اين فيض بزرگ محروم شدهايد، ولى شما مىتوانيد با قيام به وظايف شوهردارى فيض جهاد را درك كنيد. و اين جملۀ تاريخى را فرمود: «وَ إنَّ حُسنُ التَّبَعُّل يعدل ذلك كلّه»: قيام به وظايف شوهردارى به وجه صحيح با جهاد «فى سبيل اللّٰه» برابرى مىكند.
ولى گاهى برخى از بانوان تجربهديده، براى كمك به جنگاوران اسلام، همراه آنان از مدينه بيرون مىآمدند، و با سيراب كردن تشنگان، و شستن لباسهاى سربازان، و پانسمان كردن زخم مجروحان به پيروزى مسلمانان كمك مىكردند.