269حنظله وارد سپاه گرديد، ديدگان وى به ابى سفيان افتاد كه ميان دو سپاه مشغول جولان بود. او با يك حملۀ جوانمردانه شمشيرى به سوى او متوجه ساخت، ولى شمشير بر پشت اسب وى فرود آمد، و ابو سفيان نقش زمين گرديد.
داد و فرياد ابو سفيان موجب اجتماع گروهى از سربازان قريش گرديد. «شدّاد ليثى» بر حنظله حمله نمود و بر اثر آن ابو سفيان از چنگال حنظله رهائى پيدا كرد.
در ميان سربازان قريش، نيزهدارى، به حنظله حمله نمود و نيزۀ خود را در بدن او فرو برد. حنظله با همان زخم نيزهدار را تعقيب كرد، و او را وسيلۀ شمشير از پاى درآورد و خود نيز بر اثر زخم نقش زمين شد.
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله فرمود: من مشاهده كردم كه فرشتگان، حنظله را غسل مىدادند، و از اين نظر او را «غَسيلُ الملائكة» مىگفتند. هنگامى كه قبيلۀ اوس، مفاخر خود را مىشمردند، چنين مىگفتند: «وَ مِنّا حنظلة غسيل الملائكة»؛ از ما است حنظله كه فرشتگان او را غسل مىدادند.
ابو سفيان مىگفت: هر گاه آنان در جنگ بدر، پسرم «حنظله» را كشتند، من نيز در جنگ احد، حنظلۀ مسلمانان را كشتم.
وضع اين شوهر و عروس شگفتآور است. زيرا آنان جانباز راه حق بودند، ولى پدران عروس و داماد، از دشمنان سرسخت اسلام به شمار مىرفتند. پدر عروس عبد اللّٰه بن ابى رئيس منافقان مدينه بود، و حنظله فرزند ابى عامر راهب دوران جاهليت بود كه پس از اسلام، به مشركان اسلام پيوست و «هرقل» را براى كوبيدن حكومت جوانِ اسلام دعوت نمود. 1
صفآرايى دو لشكر
بامداد روز هفتم شوال سال سوم هجرت، نيروهاى اسلام در برابر نيروى مهاجم و متجاوز قريش صفآرايى كردند. ارتش توحيد نقطهاى را اردوگاه قرار