202رخ نمىداد، اسلام در همان محيط مكه دفن مىگرديد و جهان بشريت از اين فيض بزرگ محروم مىماند.
از اين جهت، مسلمانان، هجرت را سرآغاز تاريخ اتخاذ كردند. از آن روز تاكنون بيش از هزار و چهارصد سال مىگذرد، و اين ملت، چهارده قرن حيات پرافتخار خود را پشت سر گذارده است.
چه كسى هجرت را مبدأ تاريخ قرار داد؟
برخلاف آنچه ميان مورخان مشهور است كه خليفۀ دوم، به تصويب و اشارۀ امير مؤمنان عليه السلام ، هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را، سرآغاز تاريخ قرار داد، و دستور صادر كرد كه نامهها و دفاتر دولتى با آن تاريخگذارى گردد؛ دقت در نامههاى پيامبر كه قسمت اعظم آنها در متون تاريخ و كتابهاى حديث و سيره موجود است و ديگر اسناد و مدارك كه در اين صفحات ارائه مىگردد؛ به روشنى ثابت مىكند كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله ، نخستين كسى است كه هجرت خويش را مبدأ تاريخ شناخت و نامهها و مكاتبات خود را با سران قبايل و رؤساى عرب و شخصيتهاى بارز، با آن مورخ ساخت.
برنامۀ مسافرت
مسافتى را كه بايد رسول گرامى صلى الله عليه و آله طى كند در حدود چهارصد كيلومتر بود. پيمودن اين راه در آن گرماى سوزان و آتشآسا، به نقشۀ صحيحى نيازمند بود. وانگهى از اعراب رهگذر مىترسيدند كه مسير آنها را به قريش گزارش دهند. براى تأمين اين منظور شبها راه مىرفتند، و روزها استراحت مىكردند.
گويا شترسوارى، پيامبر صلى الله عليه و آله و همراهان او را از دور ديده، فوراً خود را به انجمن قريش رسانيده و مسير رسول گرامى را گزارش داده بود. «سراقة بن مالك بن جعشم مدلجى»، براى اين كه تنها موفق به اخذ جايزه گردد، ديگران را از تعقيب قضيه منصرف كرد و گفت آنها كسان ديگر بودند. سپس به خانه آمد و مسلحانه سوار بر اسب تندرو خود گرديد، و با سرعت هر چه تمامتر خود را به نقطهاى كه