200ابن اثير 1 مىنويسد: فرزند ابى بكر، شبها تصميمات قريش را براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و پدرش نقل مىكرد.
چون وى شبها، مسير گوسفندان را طورى قرار مىداد كه از نزديكى غار عبور كنند تا پيامبر صلى الله عليه و آله و مصاحب وى از شير آنها استفاده كنند، و هنگام مراجعت عبد اللّٰه جلوى گوسفندان راه مىرفت تا اثر پاى او از بين برود.
«شيخ» در امالى مىگويد: در يكى از شبها (پس از شب هجرت) كه على عليه السلام و «هند» شرفياب محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله مىشدند، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام دستور داد، كه دو شتر براى ما (پيامبر و همسفر او) تهيه بنما. در اين موقع ابو بكر عرض كرد: من دو شتر قبلاً براى شما و خودم آماده ساختهام. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من با پرداخت قيمت آن، حاضرم قبول كنم. سپس به على عليه السلام دستور داد كه قيمت شتر را بپردازد.
از جمله وصاياى رسول گرامى صلى الله عليه و آله در آن شب، در غار «ثور» اين بود: كه على عليه السلام فردا در روز روشن با صداى رسا اعلام كند كه هر كس پيش محمد صلى الله عليه و آله امانتى دارد، يا از او طلبكار است بيايد پس بگيرد. سپس دربارۀ مسافرت «فواطم» (مقصود فاطمه دختر عزيز خود، فاطمه بنت اسد، فاطمه دختر زبير است) سفارش نمود و دستور داد كه على عليه السلام مقدمات سفر آنها را و كسانى را كه از بنى هاشم مايل به مهاجرت باشند، فراهم سازد.
خروج از غار
على عليه السلام به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله ، سه شتر همراه راهنماى امينى، به نام «اُرَيقط» در شب چهارم به طرف غار فرستاد. نعرۀ شتر يا صداى آرام راهنماى آنان به گوش رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و با همسفر خود از غار پائين آمده و سوار شتر شدند، و از طرف پائين مكه روى خط ساحلى، با طى منازلى كه تمام خصوصيات آنها در سيرۀ ابن هشام، و پاورقى تاريخ ابن اثير 2 قيد شده است، عازم يثرب گرديدند.