184خزرجيان رو به پيامبر صلى الله عليه و آله كردند، و تقاضا نمودند كه حضرتش سخنى بفرمايد: رسول گرامى صلى الله عليه و آله آياتى چند خواند و تمايل آنها را نسبت به آئين اسلام تشديد نمود. سپس فرمود: با شما بيعت مىكنم بر اينكه از من دفاع كنيد؛ همانطور كه از فرزندان و اهل بيت خود دفاع مىكنيد. 1 در اين هنگام، دو مرتبه «براء» برخاست و گفت: ما فرزندان جنگ و مبارزه و تربيتيافتگان جبهههاى نبرديم و اين خصيصه از نياكان ما به وراثت رسيده است. در اين اثنا كه شور و شوق سراسر جمعيت را فراگرفته بود، صداى خزرجيان كه حاكى از اشتياق فوق العادۀ آنان بود، بلند شد. عباس در حالى كه دست رسول خدا را در دست داشت، گفت: جاسوسانى بر ما گمارده شده و لازم است آهسته سخن بگوييد. در اين حالت «براء بن معرور» و «ابو الهيثم بن تيهان» و «اسعد بن زراره» از جاى خود بلند شدند و با پيامبر صلى الله عليه و آله دست بيعت دادند، و سپس تمام جمعيت، به تدريج بيعت نمودند.
عكس العمل قريش در مقابل پيمان «عقبه»
قريش در خواب سنگين غفلت فرو رفته بود و از اينكه اسلام در مكه پيشرفت قابل ملاحظه نداشت، تصور مىكردند كه قوس نزولى اسلام آغاز گرديده و چيزى نمىگذرد كه شعلۀ آن به خاموشى مىگرايد. ناگهان دومين پيمان «عقبه»، مثل بمب در ميان قريش صدا كرد. سران بتپرست فهميدند، كه شب گذشته در تاريكى شب، هفتاد و سه تن از يثربيان، با پيامبر صلى الله عليه و آله پيمان بستهاند كه از وى مانند فرزندان خود دفاع كنند. اين خبر ترس عجيبى در دل آنها پديد آورد. زيرا با خود مىگفتند: اكنون مسلمانان پايگاهى را در قلب شبه جزيره به دست آوردهاند و بيم آن مىرود كه تمام قواى متفرق خود را گرد آرند، و به نشر آئين توحيد بپردازند و بدين وسيله، بتپرستى را در مكه با جنگ و خطر تهديد كنند.
براى تحقيق بيشتر بامدادان سران قريش، با خزرجيان تماس گرفتند و