133خود، گرويدهايد؟ «جعفر بن ابى طالب» چنين پاسخ داد:
ما گروهى بوديم نادان و بتپرست؛ از مردار اجتناب نمىكرديم، پيوسته به گردِ كارهاى زشت بوديم، همسايه پيش ما احترام نداشت، ضعيف و افتاده محكوم زورمندان بوديم، با خويشاوندان خود به ستيزه و جنگ برمىخاستيم. روزگارى به اين منوال بوديم، تا اينكه يك نفر از ميان ما كه سابقۀ درخشانى در پاكى و درستكارى داشت، برخاست و به فرمان خدا ما را به توحيد و يكتاپرستى دعوت نمود، و ستايش بتان را نكوهيده شمرد، و دستور داد در رد امانت بكوشيم، و از ناپاكىها اجتناب ورزيم، و با خويشاوندان و همسايگان خوشرفتارى نماييم و از خونريزى و آميزشهاى نامشروع و شهادت دروغ، خيانت در اموال يتيمان و نسبت دادن زنان به كارهاى زشت، دور باشيم.
به ما دستور داد: نماز بخوانيم، روزه بگيريم، ماليات ثروت خود را بپردازيم. ما به او ايمان آورده، و ستايش و پرستش خداى يگانه نهضت نموديم، و آنچه را حرام شمرده بود حرام شمرده، و حلالهاى او را حلال دانستيم؛ ولى قريش در برابر ما قيام كردند، و روز و شب ما را شكنجه دادند، تا ما از آيين خود دست برداريم و بار ديگر سنگها و گلها را بپرستيم، گرد خبائث و زشتىها برويم. ما مدتها در برابر آنها مقاومت نموديم؛ تا آنكه تاب و توانائى ما تمام شد. براى حفظ آيين خود، دست از مال و زندگى شسته، به خاك حبشه پناه آورديم.
آوازۀ دادگرى زمامدار حبشه، بسانِ آهنربا ما را به سوى خود كشانيد، و اكنون نيز به دادگرى او اعتماد كامل داريم. 1
بيان شيرين و سخنان دلنشين «جعفر»، به اندازهاى مؤثر افتاد كه شاه در حالى كه اشك در چشمان او حلقه زده بود، از او خواست تا مقدارى از كتاب آسمانى پيامبر خود را بخواند. جعفر، آياتى چند از آغاز سورۀ «مريم» را خواند و بخواندن آيات اين سوره ادامه داد و نظر اسلام را دربارۀ پاكدامنى مريم، و موقعيت عيسى روشن ساخت. هنوز آيات سوره به آخر نرسيده بود، كه صداى گريۀ شاه، و اسقفها بلند شد، و قطرات اشك، محاسن و كتابهايى را كه در