107رسيد) و با نيروهاى غيبى (فرشتگان) مؤيد مىگردند و دربارۀ آنها گفته مىشود:
وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ و با بهشت موعود، شادمان باشيد.
استقامت و شكيبائى پيامبر صلى الله عليه و آله
تماسهاى خصوصى رسول گرامى صلى الله عليه و آله پيش از دعوت عمومى، فعاليتهاى خستگىناپذير آن حضرت پس از نداى عمومى، سبب شد كه يك صف فشرده از مسلمانان در برابر صفوف كفر و بتپرستى پديد آيد؛ كسانى كه پيش از دعوت همگانى، در حوزۀ سرّى ايمان و اسلام وارد شده بودند، با افراد تازه مسلمان كه پس از اعلان نبوت، دعوت او را لبيك گفته بودند، آشنائى كامل پيدا كردند و زنگهاى خطر در تمام محافل كفر و شرك مكه به صدا درآمد. البته كوبيدن يك نهضتِ نوبنياد براى قريش نيرومند و مجهز، بسيار كار سهل و آسانى بود؛ ولى علت ترس آنان اين بود كه اعضاى اين نهضت از يك قبيله نبود، كه با تمام نيرو براى كوبيدن آن كوشش كنند، بلكه از هر قبيلهاى تعدادى به اسلام گرايش پيدا كرده بودند و از اين جهت تصميم قاطع دربارۀ چنين گروهى كار آسانى نبود.
سران قريش، پس از مشورت چنين تصميم گرفتند؛ كه اساس اين حزب، و بنيانگذار اين مكتب را با وسايل مختلف از بين ببرند. گاهى از طريق تطميع وارد بشوند و او را با وعدههاى رنگارنگ از دعوت خود بازدارند، و احياناً به وسيلۀ تهديد و آزار از انتشار او جلوگيرى كنند. اين برنامۀ دهسالۀ قريش بود كه سرانجام تصميم قتل او را گرفتند و او از طريق مهاجرت به مدينه توانست نقشۀ آنها را نقش بر آب سازد.
رئيس قبيلۀ «بنى هاشم» در آن روز «ابو طالب» بود و او مرد پاكدل و بلندهمت و خانۀ وى ملجأ و پناهگاه افتادگان و درماندگان و يتيمان بود. در ميان جامعۀ عرب، علاوه بر اين كه رياست مكه و برخى از مناصب كعبه با او بود، جاى بزرگ و منزلت بس خطير داشت، و از آنجا كه كفالت و سرپرستى «پيامبر صلى الله عليه و آله » پس از مرگ «عبد المطلب» با او بود؛ سران ديگر «قريش» به طور