281دوم: شيوه ظاهرى سلاطين، نسبت به دين و جامعه و امامان.
زيرا بديهى است كه هرشرايطى حكم ويژه اى مىطلبيد.چنان كه موضعگيرى رسول خدا(ص) نيز در برابر مشركان در دو دوره مكى و مدنى متفاوت بود.
طبيعى است كه اگر مردم جامعه ازنظر اعتقادى امام را پذيرفته و به او ايمان داشته باشند و امامت را ازجانب خداوند بدانند و تعداد قابل توجهى آمادگى داشته باشند كه براى تشكيل دولت حق و عدالت بجنگند، هرچند كه كشته شوند،امام دراين شرايط قيام خواهدكرد و به جهاد خواهد پرداخت.چنان كه امام حسين (ع) اين كار را انجام داد و امام على(ع) در جمل و نهروان و صفين جنگيد.
اما اگرجامعه از امام، روى بر تافته و به باطل روى آورند و تعداد افرادى كه امامت امام را قبول دارند، ازشمار انگشتان تجاوزنكنند، بديهى است كه قيام، درچنين شرايطى سودمند نيست. چنان كه امام على(ع) در برابرخليفگان سكوت و امام حسن(ع) صلح كرد.
اگرمنزل امام درمحاصره باشد،ورود وخروج افرادكنترل وياران امام شناسايى و شكنجه و زندان شوند، قيام مسلحانه كار دشوارى خواهد بود.
اين بود كه امامان معصوم برحسب شرايط، در مواردى به قيام مسلحانه و در مواردى به بيان حكم خدا وجلوگيرى ازانحراف فكرى،دينى و اخلاقى پرداختند .هرچه وظيفه الهى آنها بود، همان را انجام دادند كه اگرجاى امامان تغيير مىكرد وهركدام درجاى ديگرى قرار مىگرفت، همان اقدام و كارهايى را انجام مىداد كه امام ديگر انجام داده بود.
اينك به اختصاربه برخى ازموضع گيرى سلاطين در برابرامامان معصوم مىپردازيم.
امامت و شرايط سياسى زمان و مكان
شرايط سياسى هردوره از امامت ائمه با دورههاى بعدى وقبلى متفاوت بوده