199
فصل هفتم فقه و احكام دين
پيش درآمد
ما در زمان ائمه نبوده ايم تا از نزديك ببينيم كه روند فقه وفقاهت چگونه بوده است.آن چه كه درتاريخ اين گستره بيان شده نيز نمىتواند به طوركامل بيان كننده واقعيتهاى آن روزگار باشد. آن چه كه مىتوان از مجموع جريانهاى سياسى فرهنگى آن روزاستنباط كرد، آن است كه شرايط ذيل برآن دوران حاكم بوده و نگريستن به اين شرايط مىتواند ما را در شناخت واقعيتها وجريانات آن روزگار را هنمايى كند:
1- در زمان بنى اميه و ممنوعيت نقل حديث خلأ بزرگى در زمينه احكام فقهى نيز پديد آمد.
2- انزواى سياسى ائمه سبب شد كه جامعه به افراد ديگرى روى آورد و درنتيجه فقهاى سبعه و ديگران درمسند فقاهت وفتوا نشستند درحالى كه برخى از آنها اين شايستگى را نداشتند.
3- ازسوى حكومت به آن دسته فقيهان موقعيت داده شد كه ائمه را قبول نداشتند. اين احتمال نيزدوراز واقيعيت نيست كه بگوييم برخى ازفقهاى سبعه كه درزمان امام زين العابدين(ع) درمدينه پرآوازه شدند، به وسيله امويان بوده است.
4- اين خلأروايى در زمان بنى عباس، جلوه بيشترى يافت وبه دلايل ذيل مذاهب فقهى بسيارپديد آمد و فقاهت برمبناى قياس گسترش يافت.
الف- پيدايش موضوعات جديد.
ب- گرايش جامعه بيش ازگذشته به شناخت دستورهاى دينى وفقهى.