160مسؤوليت وجايگاه فرهنگى امامان معصوم نيز عيناً همان است كه دراين آيه بيان شده است. ازاينجامىتوان به خوبى دانست كه انزواى فرهنگى معصومين درجامعه چه خسارتهاى غيرقابل جبرانى را در پى داشته است.
زيرا به همان نسبت كه آثار وجودى پيامبران و امامان معصوم درجامعه گسترده است، محروميت از اين نعمت بزرگ الهى نيز، خسارت عظيمى در پى دارد.
آثاراعتقادى وفرهنگى رسالت مداران الهى در دوگستره زندگى دنيوى واخروى غيرقابل شمارش است ودرتمام زواياى زندگى فردى و اجتماعى تأثيرى شگرف دارد. همان گونه كه درعرصههاى اجتماعى اعم ازسياسى، اقتصادى،آداب ورسوم وروابط اجتماعى تأثيرآشكاردارد،درزندگى شخصى و روابط خانوادگى و زندگى شخصى نيزتأثيرعميق دارد.به همين جهت، در نخستين دعوت پيامبران و امامان معصوم، تعارض بين آنهاوحكومتيان ظاهرگرديد.هرزمان كه پيامبرى برانگيخته شد، سلاطين با آنها به ستيز پرداختند.زيراپيامبرى وامامت با سلطنت تعارض ذاتى وتضاد ماهوى دارند.حضورهركدام وجود ديگرى را نفى مىكند.براين اساس، رهبران الهى هيچ گاه با سلاطين درتعامل و سازش برنيامدند. زيرا طاغوت و خدا هيچ گاه در انديشه و عمل قابل جمع نيستند.
خاستگاه اصلى اين تعارض، نزاع برسرحكومت نبود.چه آنكه هدف پيامبران حكومت نبود. حكومت در نزد پيامبران ابزارى بود كه زمينه تحقق اهداف بعثت را فراهم مىساخت. اصلى ترين اقدام پيشوايان الهى، اصلاح فرهنگى، بود.بديهى است كه اصلاح فرهنگى نخست: بدون حكومت تحقق نمىيابد ودوم: اگر اصلاح فرهنگى صورت گيرد، سلطنت را نفى مىكند. بديهى است كه اگرجامعه ازنظر فرهنگى اصلاح شود، حكومت غيرالهى را نمىپذيرد.چون برمبناى سلطه ظالمانه برخى بر بعضى ديگراستواراست.حكومتيان، اين موضوع راخوب مىدانستند كه اگرپيامبران وامامان به تعليم وتربيت بپردازند استمرارحكومت آنها غيرممكن