39صاحب جواهر در آغاز كتاب الحج مىنويسد:
«الذي هو من اعظم شعائر الاسلام، وافضل ما يتقرب به الانام الي الملك العلام لما فيه من اذلال النفس و اتعاب البدن و هجران الاهل و االتغرب عن الوطن و رفض العادات و ترك اللذات و الشهوات و المنافرات و المكروهات و انفاق المال و شد الرحال و تحمل مشاق الحل و الارتحال و مقاساة الاهوال و الابتلاء بمعاشرة السفله و الانزال» .
پس هر آنچه كه در عبادات بدنى و اخلاقى و رياضتهاى نفسانى وجود دارد، در حج حاصل است.
چهار. حج وغفلت زدايى
خودشناسى مقدمه خداشناسى است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» . از جمله ويژگىهاى حج، فراهم ساختن زمينه براى خود شناسى است. انسان در زندگى خود نوعا اسير روزمرگى شده و به آنچه در اطراف او مىگذرد. عادت مىكنند؛ از همين رو از حقايق و واقعيات ديگر حيات خود غافل مىشود. گسستن او از شرايط عادى و روزمرۀ زندگى، اين موقعيت را براى انسان فراهم مىسازد تا در خود و پيرامون خود، ملاحظهاى داشته باشد و از غفلت خارج شود.
مگر نه اين است كه: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً 1و مگر نه آن است كه: أَلْهٰاكُمُ التَّكٰاثُرُ حَتّٰى زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ . 2
«حج» دل كندن از وابستگىهاى معمول و وارد شدن به فضاى ديگر است تا در آن شرايط، آدمى خود را بيابد و آن گاه به خدا برسد.
مناسك حج از احرام تا تقصير و از عرفات تا جمرات، مرحله به مرحله بتهاى درون و بيرون را فرو مىريزد و قيد تعلّقات را مىشكند تا او به زيارت نايل آيد.