265در حديثى آمده است: خداوند، قربانى (ريخته شدن خون ذبيحه) را دوست دارد و مطلوب او است انّ الله عزّ و جل يحبّ اطعام الطعام و اراقة الدم 1 ؛ پس انسانى كه به خواست آفريدگار خود، توجّه دارد و به فرمودۀ او عمل مىكند، به او نزديكتر مىشود. البته او به گوشت قربانى، نيازى ندارد؛ بلكه هدف آن است كه انسان، با پيمودن مدارج ايمان و تقوا، درمسير يك انسان كامل قرارگيرد و روز به روز به خدا نزديكتر شود و چه زيبا گفته است مولا محسن فيض كاشانى: «بدان كه كشتن قربانى، مايه تقرّب به حق تعالى از راه امتثال امر او است؛ ]پس [بايد قربانى را كامل به جاى آورى ... 2».
در مناى قرب، ياران جان اگر قربان كنند
جز به تيغ مهر او در پيش او بسمل مباش
(سنايى)
از طرفى قرآن، هدف و انگيزۀ قربانى كردن را نشان دادن ميزان «تقوا» مىداند. در واقع خداوند به گوشت و خون قربانى، نيازى ندارد؛ بلكه مىخواهد ايمان و تقواى مردم را سنجش كند: وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ... لَنْ يَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ مِنْكُمْ ... . براساس اين آيه، آنچه از قربانى به طرف خدا مىرود، روح كردار و جان عمل است (تقوا). اين هدف نهايى مناسك، رسيدن به مدارج بالاى تقوا و وارستگى است. بر اساس ديدگاهى: حكمت انجام قربانى، تقرّب و تعالى قربانى كننده و تقواى او به سوى خداوند است؛ زيرا آنچه به خداوند مىرسد، باطن وروح عمل (تقوا) است ... بنابراين قربانى آنگاه مقبول است كه با تقوا انجام گيرد و روح اين عمل، به تقوا باشد ... البته خداوند عملى را مىپذيرد كه همه شئون عامل آن - خواه در اين عمل، خواه در