222سپس به مروه رفت و اين حركت را هفت بار انجام داد... آنگاه به سراغ كودك آمد و ديد او با پاى خود زمين را ساييده و چشمه زمزم هويدا شده است. 1
آرى هاجر به دنبال مونس و دوست و رفع تشنگى بود؛ پس چشمهاى جوشيد كه هزاران سال است مىجوشد.
آب كم جو تشنگى آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پس
آيت الله مكارم شيرازى مىنويسد: «سعى صفا و مروه به ما مىگويد: قدر اين آيين و مركز توحيد را بدانيد؛ افرادى خود را تا لب پرتگاه مرگ رساندند تا اين مركز توحيد را امروز براى شما حفظ كنند. به همين دليل خداوند بر هر فردى از زائران خانهاش، واجب كرده، با لباس و وضع مخصوص و عارى از هرگونه امتياز و تشخص، هفت مرتبه براى تجديد آن خاطرهها بين اين دو كوه را بپيمايند». 2
در جاى ديگر پس از طرح مسأله تكرار سعى، مىنويسد:
«هنگامى كه به عقب بر مىگرديم و داستان سعى و تلاش آن زن با ايمان (هاجر) را براى نجات جان فرزند شيرخوارش اسماعيل، در آن بيابان خشك و سوزان به خاطر مىآوريم -كه چگونه بعد از اين سعى و تلاش خداوند او را به مقصدش رسانيد و چشمه زمزم از زير پاى نوزادش جوشيدن گرفت- ناگهان چرخ زمان به عقب بر مىگردد، پردهها كنار مىرود و خود را در آن لحظه در كنار هاجر مىبينيم و با او در سعى و تلاشش همگام مىشويم كه در راه خدا بىسعى و تلاش، كسى به جايى نمىرسد. 3