192
أَوْلِيٰاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ . 1آنان كه كه خود از سردمداران شرك بوده و دل به بيگانگان سپردهاند و دنيا و دين خود را با مشركان پيوند زدهاند، نمىتوانند مديريت كانون توحيد و مبارزه با شرك را به دست گيرند و مسلمانان را در ستيز با شرك و الحاد رهبرى كنند؛ از جايگاه ويژۀ مسجد الحرام در مبارزه با شرك، سرّ استحباب ورود از باب بنى شيبه نيز روشن مىشود. زيرا آنگاه كه بت هبل به دست على(ع) از كعبه پايين آورده و شكسته شد؛ به دستور پيامبر(ص) در آن مكان دفن گرديد تا حاجيان به هنگام ورود به وادى توحيد، نخست شرك را در زير پاى خود لگد مال كنند و آنگاه وارد به وادى توحيد شوند:
«في شرح المأزمين - انه موضع عبد فيه الاصنام و منه اخذ الحجر الذي نحت منه هبل الذي رمي به علي (ع) من ظهر الكعبة، لما علا ظهر رسول الله (ص) فامر به فدفن عند باب بني شيبه فصار الدخول الي المسجد من باب بني شيبة سنة لاجل ذلك» . 2
پنج. نماد نفى نژاد پرستى و نظام طبقاتى
در مسجد الحرام همه يكسانند و وحدت و يكپارچگى در آن موج مىزند مردم از هر كشورى و با هر نژادى و در هر سطحى از برخوردارى مواهب دنيايى، همه و همه در آن مكان يكسانند: وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ الَّذِي جَعَلْنٰاهُ لِلنّٰاسِ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ . 3 حتى در مسجد الحرام مرزهاى جنسيتى نيز تعريف ديگرى پيدا مىكند،