97است؟ مثل اينكه رفقاى من دچار نوعى خستگى و يا بيمارى شدهاند كه درمانى جز بحث در اينگونه مسائل ندارد. بلافاصله متوجه شدم من هم مانند مردان و زنانى كه با من هستند دچار همان بيمارى شدهام. من هم به بحثى علاقهمند شدهام كه در گذشته بىفايده مىپنداشتم و بالاخره علت تمايل خود به اينگونه بحثها را دانستم. ما در حالى از عرفه حركت كرديم كه گناهانمان بخشيده شده است. از حالا بايد آماده باشيم كه در آينده واجبات الهى را ترك نكنيم. براى همين است كه هم فكر آنها و هم فكر من متوجه انديشههاى خوب شده است، انديشۀ اينكه بايد در آينده اعمال ما نيكو باشد. تصميم گرفتهايم ساعتى از نماز و دعا غافل نباشيم. پس اگر دربارۀ اينكه خواندن نماز مستحبى در چه ساعتى از روز كراهت دارد بحث كنيم، جاى تعجب نيست.
اتوبوس با كندى ما را به مُزْدَلِفَه رسانيد. شبى تاريك بود و نور چراغ اتومبيلها اين تاريكى را مىشكافت و زمين را روشن مىكرد. از اينجا هيچ چيز را نمىتوانيم ببينيم. مشعرالحرام آمدهايم تا آنچه را كه قرآن بر ما واجب كرده است، ادا كنيم. حاجيان كه از عرفات كوچ مىكنند، در مشعرالحرام به ذكر خدا مشغول مىشوند. نام