83به پرستش خود مىخوانند؛ خدايانى مانند مال، مقام، شهرت و بلندپروازى كه ما عقل و فكر خود را در راه رسيدن به آنها قربانى مىكنيم. پرستش اين بتهاى گوناگون - محسوس و نامحسوس - نمايانگر حقيقتى است و آن اينكه انسان هميشه به چيزى ماوَراى خود عشق مىورزد و او را مىپرستد. اسلام كه دين فطرى است، نه تنها اين غريزه را در انسان نديده نمىگيرد، بلكه براى آن ارزش قائل است. قبول دارد كه اين احساس نشانۀ تشنگى و شوق انسان به مبدأ مافوق اوست، كه به مرورِ زمان در مَسير نادرست به كار افتاده و به جاى آنكه وسيله باشد، به هدف مبدل شده و نه تنها انسان را از طبيعت انسانى او برگردانده بلكه از خدايى كه انسان را آفريده و بدو نيرو بخشيده منحرف ساخته است.
كعبه نيز در دوران جاهليت چنين بود، به جاى اينكه مكانى پاكيزه براى پرستش خداى يگانه باشد به بتخانه تبديل شد.
اسلام آن را به حالت نخستين برگرداند - به حالتى كه ابراهيم ساخت - جايى براى طواف كنندگان و نماز خوانان.
براى همين است كه محمد صلى الله عليه و آله پيغمبر و سرنگون كنندۀ بتها را پيغمبر دين فطرت مىگويند.