72نمىگسلد، بلكه آن را محكمتر مىسازد. چه، پيمان با برادران مرده، بيچارگى و درماندگى آنان و ما زندگان را هرچه بيشتر آشكار مىكند و نيز استحكام و دوام اين پيوند را هرچه روشنتر نشان مىدهد.
نماز تمام شد. اتومبيلها آمادۀ حركت است. دوباره گروه كوچك ما به هم پيوست. به سوى مسجد الحرام.
مستحب است حاجى از باب السلام وارد مسجد شود.
آرام و شمرده قدم بردارد، نزديك ستونها بايستد و بگويد:
«السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ، بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ السَّلاَمُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ السَّلاَمُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ، وَ السَّلاَمُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ». 1
از همان در داخل شدم و اين دعا را خواندم. اما راستى چه كسى است كه اين دعا را مىخواند؟ لبهاى من است مىخواند؟ و گوشهاى من است كه مىشنود؟ يا صداى اين برادر ناشناس را مىشنوم؟ يا صداى برادران ديگر را كه همين دعا را مىخوانند؟ وقت آن را نداشتم كه پاسخ