165درخواست كرده بودم چهار بار صحراى عرفات و مشعر را ببينم و الطاف خداوندى آن چنان شامل حالم بود كه از آن خطر بزرگ به سلامت جستم و اكنون كه آخرين سطور كتاب حج را به پايان مىرسانم از خود مىپرسم:
من تا چه حد به درك پيامهاى حج نائل شدم؟
در شناخت اعمال حج تا چه اندازه فضلفروشى، غرور بىجا و انديشههاى خودستايانه جلوى بينش مرا گرفت و از تكامل روحىام جلوگيرى كرد؟
و پس از سفر حج، تا چه حد در راه از بين بردن آلام و رنجهاى بشرى، كمك به محرومان و انسانهاى تحت ستم تلاش كردهام؟
تا چه حد توانستم براى انسانهاى جاهل و ناآگاه مشعلى باشم؟ و به آنها آگاهى اسلامى بدهم؟
تا چه حد توانستم سنگى را از مسير تكامل اجتماع بردارم، و تا چه اندازه از حج درس گرفتم؟
و از اين كه نتوانستم هنوز وظيفۀ خود را به عنوان يك مسلمان حج رفته و عرفات و مشعر و منى را ديده و برنامهاش را به پايان رسانيده و مدينه و بقيع و كربلا رفته و از شهيدان زندۀ تاريخ درس زندگى آموخته انجام دهم، احساس كوچكى و شرمندگى مىنمايم.