164مخصوص به پايان رسانده و پس از تقصير و طواف نساء و نماز طواف نساء از احرام خارج شده و به منزل بازگشتيم.
روزهجدهمماه ذىالحجه «عيدغدير خم» بود كه همۀ همراهان اعمال خود را انجام داده و براى بازگشت به ايران آماده مىشدند.
وسيلۀ نقليه پس از ساعتى ما را به جده آورد و شب را در جده مانده، صبح زود هواپيماى ما از جده به سوى تهران حركت كرد.
ساعت هشت صبح روز هجدهم ذىالحجه 1 وارد فرودگاه تهران شديم تلفنى به منزل اطلاع داده شد، بلافاصله چند نفر از برادران به پيشواز آمده و مرا هم به وسيلۀ آمبولانس تا بيرون محوطۀ فرودگاه آوردند.
استقبال كنندگان آمبولانس را متوقف ساختند و سپس با وسيلۀ شخصى به منزل آمديم.
در بين راه من به اين مىانديشيدم كه پس از تصادف امكان اين كه بتوانم بار ديگر صحراى عرفات و مشعر را ببينم بسيار كم بود، و من تنها آرزويم و درخواستم از خدا اين بود كه فقط يك بار ديگر صحراى عرفات و مشعر را ببينم.
شگفت اين كه خداوند آن چنان كه در متن سفرنامه خوانديد چنين خواست كه من با پاى شكسته و مجروح به جاى يك بار كه