128كه پس از ليلة القدر ماه مبارك رمضان، شبى بالاتر و روزى مهمتر از اين شب و روز در تمام دوران سال وجود ندارد. كوه رحمت براى گناهكاران و صحراى عرفات براى طالبان معرفت و محل استجابت دعا براى شبزندهداران و سرزمين شناخت و آگاهى براى طالبان حقيقت. گوش فرادادم و نواهاى خوش و آه و نالۀ دردمندان را مىشنيدم و با چشم دل مدد فيض حق و رحمت عام را مىديدم.
دستهاى گناهكاران به سوى دربار خدا بلند و نالۀ مستمندان فضاى صحراى عرفات را دگرگون ساخته، مردان قوى و زنان شجاع هريك مانند كسى كه عمرى در انتظار چنين ساعتى روزشمارى مىكردند به خاك افتاده و گونهها و جبين را به زمين عرفات مىسايند و گروهى به مناجات و دستهاى مشغول و بعضى در رفت و آمد و كمك به خلق خدا روز را به شب و شب را به صبح مىرسانند. هنگامۀ عجيبى بود، مانند آن را در تمام عمر نديده بودم، گويى محشر خلق است كه به دربار خالق آمدهاند، هر چه بگويم كم گفته، و هر چه نويسم كم نوشتهام، نمونۀ قيامت است، صحراى محشر است، خود را در محشر خلق ديده و دست از جهان كشيده و در دامان رحمتش پناهنده شده، دست دعا به سوى قاضى الحاجات بلند كرده از زبان اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام به مناجات برخاسته و همصدا با همۀ خلق، كلمات نهجالبلاغه را به زبان جارى كرده و گفتم: