121بيدار بخشيدى، تا مغزهاى خفه و خفته را بيدار سازم. به من عقيده و روشنايى قلب و ثبات قدم بخشيدى و رضا ندادى كه رضاى تو را از دست بگذارم و انحراف را بر استقامت برگزينم، تنها تويى كه مىبخشى، و تنها تويى كه مىبخشايى. اگر دستم نگيرى، فرو خواهم افتاد، و اگر بازم ندارى، به مناهى و معاصى خواهم گراييد، به تو پناه مىبرم و به سوى تو باز مىگردم. به تو پناه مىبرم تا مبادا در غناى تو به فقر فرو افتم. مبادا در روشنايى، هدايت تو را ضلالت و انحراف گيرم. به تو پناه مىبرم از دستى كه ستمكارانه به سوى من پيش آيد، و به تو پناه مىبرم، اگر در زندگانى خود شكست بينم. خداوندا، با چه زبان شكر اين نعمتها بگزارم و هماكنون به عجز خويش اعتراف دارم و بر آستان بزرگى و عظمت تو سر تسليم به خاك مىنهم.
پس از نماز طواف و مناجات و دعاى خير براى مؤمنين، و شكر ايزد متعال، خود را براى سعى صفا و مروه آماده كردم. باز هم با يك دنيا شرمندگى همراهان آمدند و مرا نزديك بابالسلام آوردند.
چهارچرخۀ مخصوص معلولين اجاره شد و با نيت هفت مرتبه صفا و مروه را سعى كرده و بار هفتم در مروه تقصير نمودم و با دوستان به خانه برگشته و از احرام و لباس احرام خارج شده، و در انتظار روز هشتم و حركت براى عرفات و مشعر و منىٰ ساعتشمارى مىكردم!