118اين است كه در نماز با گفتن قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ توحيد ذات اللّٰه را، و با گفتن اَللّٰهُ الصَّمَدُ توحيد صفات اللّٰه، و با گفتن لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ توحيد افعال اللّٰه و با گفتن وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ توحيد عبادى اللّٰه را بر زبان جارى كرده و در خانۀ توحيد با گفتن اقسام توحيد سند بندگى را تسليم حق بنمايى.
طواف من
بىشك خواننده از خود مىپرسد كه من با بدنى مجروح و پايى شكسته چگونه به دور خانۀ خدا طواف كردم؟
روز هفتم ذىالحجه كه همه آمادۀ حركت به سوى عرفات مىشدند دستور رسيد كه مجروحين كاروانها يا به كاروانهاى خود ملحق شوند و يا همراه كاركنان بيمارستانها آمادۀ طواف و اعمال و رفتن به عرفات گردند.
در ساعت 11 آمبولانس جلو بيمارستان حاضر شد. با كمك پرستاران مرا داخل آن قرار دادند و پس از خداحافظى از پرستاران، به محل كاروان حركت كرديم. مناظر اطراف خيابان و ديدن حجاج براى من كه ده روز تمام در بيمارستان بودم تازگى داشت. چند تن از برادران دينى به محض ديدن من جلو آمدند و چند تن ديگر به درون هتل رفتند تا خبر ورود مرا به ديگران بدهند.
در چنين مواقعى معمولاً شور و احساس برادرى به اوج