110حقانيت مذهب جعفرى متذكر شوم. 1آن شب پرفيض بابركت به پايان رسيد.
صبح روز بعد با صداى اللّٰه اكبر اذان بيدار شده و نماز صبح را روى تخت بيمارستان خوانده و در انتظار سرنوشت بودم.
آرى آن شب بزرگ رحمانى به سرعت گذشت، شبى بود رويايى، افسانهاى، پيروزى، شب حيات و زندگى، شب نجات، شب بيدارى، شب حادثه، شب تصادف و يا شب سلامت و مصلحت.
در حال مناجات با خدا بودم كه، پروردگارا ياريم ده، كمكم كن، اعمالى در پيش دارم عمره، حج، عرفات، مشعر، منى، جمره و مسلخ، تقصير، طواف و سعى و نماز، بيتوته در منى و وقوف در عرفات و مشعرالحرام، همه با كمك تو اى پروردگار بايد به پايان برسد.