57توسّط وى، اهل سنّت را واداشته است تا نام مرحوم كلينى را در فهرست نام شيعيانى قرار دهند كه به تحريف قرآن باور داشتهاند.
در حالى كه روشن است آوردن يك روايت در كتابى كه به منظور گردآورى احاديث شيعه پيش نهاده شده است دلالت صريحى بر ديدگاه گردآورندۀ آن ندارد، و براى نسبت دادن چنين ديدگاه نادرستى به وى نياز به دلايل بيشترى احساس مىشود. به ويژه با توجّه به آن كه بيشتر اين احاديث در ادّعاى تحريف قرآن صراحتى ندارند و به راحتى قابل تفسير و توجيه هستند.
بسيارى از اين احاديث عبارت ديگرى را كه به تفسير يا تأويل قرآن مىماند به برخى آيات مىافزايند و ادّعا مىكنند كه آيات مذكور «چنين نازل شدهاند». به عنوان نمونه، از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمود:
«وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ) فِى وَلايَةِ عَلِىٍّ وَ وَلايَةِ الأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ (فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً) هَكَذَا نَزَلَتْ»؛ 1يعنى: «هر كه از خدا و پيامبرش (در رابطه با ولايت على و ولايت ائمّۀ بعدى) پيروى نمايد به رستگارى بزرگى دست يافته است».
قطع نظر از ضعف روايى اين حديث به خاطر على بن ابى حمزه بايد گفت كه منظور امام صادق (ع) از