55«آفتاب آمد دليل آفتاب»!
توضيح آنكه قرآن خود معجزۀ پيامبر خاتم (ص) و معيار شناخت حقّانيت اوست، و معجزه ذاتاً به گونهاى است كه خود بىنياز از اثبات است.
طبيعى است كه اگر براى اثبات اعتبار يك معجزه به معجزۀ ديگرى نياز باشد براى اثبات اعتبار معجزۀ ديگر نيز به معجزۀ ديگرى نياز خواهد بود و اين به معناى تسلسل است كه امكان وقوعى ندارد.
حقيقت آن است كه متن قرآن و تك تك آيات نورانى آن از حيث بلاغت، فصاحت، معانى و معارف بلند الهى به گونهاى است كه بر صدور آن از جانب پروردگار سبحان و پيراستگى آن از هر گونه تحريف و دستاندازى بشرى دلالت مىكند.
اگر دستهاى آلودۀ بشرى بر چنين سراپردۀ پاك و سپيد آسمانى قرار گرفته بود، لكۀ سياه و تاريك آن بىهيچ ترديدى آشكار مىشد و خودنمايى مىكرد. چنانچه قرآن خود مىفرمايد:
أَ فَلاٰ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كٰانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاٰفاً كَثِيراً؛ 1 يعنى: «آيا در قرآن تدبّر نمىكنند؟ اگر از جانب غير خداوند بود در آن اختلاف بسيار مىيافتند».
به ديگر سخن، اگر چيزى غير قرآن با قرآن