66تعرض تبليغاتى قرار نگرفتند! و عبرتانگيز آنكه راديوهاى رژيمهايى كه در آن از ابتدايىترين رسوم نوگرايى سياسى خبرى نيست و چيزى به نام مجلس ملى و انتخابات آزاد و نشريهى غيردولتى در آن، در حكم افسانه است نيز به كشورى كه در آن به حكم اسلام، حكومتى مردمى بر سر كار است و قانون اسلامى در مجلسى مركب از نمايندگان مردم تصويب و به دست دولتى منتخب مردم اجرا مىشود و مردم در حساسترين مسايل آن داراى حضور فعالند، نام مرتجع دادند و هوشمندان عالم را از تقليد مسخرهآميز خود به خنده انداختند!
آرى، استكبار و دارودستهى خبرى و تبليغاتى و قلمها و بوقهاى مزدورش، از اينكه كشورى در اعماق كهنهپرستى، و ملتى در حال و هواى سنتهاى جاهلى خود، سر كند، ولى درهاى خزاين مادّى خود را به روى آنان بگشايد و تسليم فزونخواهى و سلطهطلبى آنان شود و فرهنگ فساد و فحشا و مصرفزدگى و ميخوارگى و شهوترانى را از آنان بپذيرد، نه تنها نگران نيستند، بلكه بسى خشنودند! آنان از بازگشت ملتها به گذشتهيى كه به آنان عزت و عظمت را يادآورى كند، راه جهاد و شهادت را به روى آنان باز كند، كرامت انسانى را به آنان برگرداند، دست سلطهگران را از غارت و چپاول به مال و ناموس آنان قطع كند، آيهى وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكٰافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً 1 را به آنان بياموزد، كريمهى وَ لِلّٰهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ 2 را بر آنان فرو خواند، خطاب وَ مٰا لَكُمْ لاٰ تُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ 3 را به گوش و دل آنان برساند، فرمان إِنِ الْحُكْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ 4 را در زندگى آنان اجرا كند و خلاصه، خدا و دين و قرآن را محور زندگى آنان سازد و دست طواغيت مستكبر و مستبد و سلطهطلب را از زندگى آنان قطع كند، از بازگشت به چنين گذشتهيى و پيوند با چنين تاريخى، ناخشنود و سراسيمه و بيمناكند و لذا با هر بهايى مىخواهند از آن مانع شوند.