230حرفهاى ما متوجه مىكند. همچنين توانستيد ماجراى بسيار مهم و پرارزش و پرمعنا و اساسى «برائت» را امسال هم به راه بيندازيد و اين مراسم با ارزش را اقامه كنيد. ...
از اصول اسلامى به هيچ قيمتى نگذريد
الحمدللّٰه امسال ديديد كه خداى متعال درِ ديگرى را باز كرد كه اصلاً تصورش را هم نمىكردند. يك برائت خيلى خوب اعلاى درجهى يكى تقريباً در عرفات راه انداختيد، كه مردم آمدند و استفاده كردند؛ و پيام خودتان را به دنيا رسانديد. واقعاً اينها براى ما درس است! از پايهها، از اصول، از آنكه شناختيد كه مال ماست نبايد به هيچ قيمتى بگذريد. حالا يك وقت انسان مىتواند، مىكند؛ يك وقت نتوانست، نمىكند ديگر. آنكه اشكال ندارد. حكومت، اساسىترين حكم اسلام است. اصلاً خداى متعال انبيا را نفرستاد مگر براى اينكه در جامعه اقامهى حكم الهى بكنند. اقامهى حكومت حق اولين تكليف همهى انبياست. ائمهى ما ساليان متمادى گذشت، حكومت را به راه نينداختند، چون نمىتوانستند. اما نگفتند ما حكومت نداريم. هميشه هم مىگفتند:
«حكومت داريم، بايد هم بشود.» احكامش را هم مىگفتند، حرفهايش را هم مىزدند. با مبانى اسلامى و اصول اسلامى، بايد اين گونه برخورد كرد.
گاهى از بينات الهى غفلت مىكنيم
نعمت الهى را هم بايد شكر كرد؛ و بدانيم كه اينها نصرت خداست. اشكال عمدهى ما اين است كه از بينات قرآنى گاهى غفلت مىكنيم. مثلاً وقتى خداى متعال مىفرمايد كه وَ لَيَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ يَنْصُرُهُ با «ل» تأكيد، با «ن» تأكيد ثقيله، ديگر ترديد نبايد بكنيم كه نصرت خدا هست. چرا بعضى در اين شك مىكنند كه آيا نصرت خدا خواهد بود؟ بله، نصرت الهى خواهد بود. اگر جايى نصرت الهى نيست به اين دليل است كه ما مقدماتش را فراهم نكردهايم. اگر مقدمات را فراهم كنيم و پاى كار باشيم، نصرت الهى هم خواهد بود. وقتى خداى متعال مىفرمايد كه وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ ، كه آن وقت امام سجاد عليه السلام مىفرمايد كه اگر تو نمىخواستى بدهى، نمىگفتى وَ سْئَلُوا اللّٰهَ ؛ پس اين يك برهان