207واقعى كشور پرداخت كه خداوند مجدداً بر ما منت نهاد و در صحنه حماسى تسخير لانه جاسوسان، مردم ايران برائت مجدد خويش را از امريكا و اذناب آن اعلام نمودند، كه دوباره امريكا همان تيغى كه به دست محمدرضا سپرده بود در كف صدام اين زنگىِ مست نهاد. صدام چه كرد؟ آيا صدام همان كارى را كه شاه قبل از انقلاب انجام داده بود انجام نداد؟ شاه قبرستانهاى ما را از سروهاى بلند آزادى پرنساخت؟ آيا صدام كه از قدرت برتر و مانور بيشترى برخوردار بود غير از اين كرد؟ آيا شاه كشورمان را به امريكا نفروخته بود؟ آيا صدام براى فروختن ايران به امريكا به صورت ديگرى عمل نكرد؟ گفتم كه خرابيهاى شاه را اگر مهلتمان دهند با تلاش همه دستاندركاران و ملت شريف در بيست سال هم نمىتوانيم آباد كنيم. آيا خرابيهاى صدام را مىشود در كمتر از بيست سال آباد نمود؟ مردم شريف ايران و مسلمانان و آزاديخواهان تمامى جهان بايد بدانند كه اگر بخواهند بدون گرايش به چپ و راست و مستقل از هر قدرت و ابرقدرتى روى پاى خويش بايستند، بايد بهاى بسيار گران استقلال و آزادى را بپردازند.
تجربه انقلاب اسلامى در ايران، با خونبهاى هزاران شهيد و مجروح و خراب شدن منزلها و به آتش كشيده شدن خرمنهاى كشاورزان و كشته شدن تعداد بسيارى در بمبگذاريها و اسير شدن فرزندان انقلاب و اسلام به دست دژخيمان بعث عراق و هزاران گونه تهديد و فشار اقتصادى و جانى به دست آمده است. ملت ايران تجربه پيروزى بر كفر جهانى را در خراب شدن منازل خود بر سر كودكان در خواب به دست آورده و با فداكاريها و مجاهدات، انقلاب و كشور خود را بيمه نموده است. و ما به تمام جهان تجربههايمان را صادر مىكنيم و نتيجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون كوچكترين چشمداشتى، به مبارزان راه حق انتقال مىدهيم و مسلماً محصول صدور اين تجربهها، جز شكوفههاى پيروزى و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براى ملتهاى دربند نيست. روشنفكران اسلامى همگى با علم و آگاهى بايد راه پر فراز و نشيب دگرگون كردن جهان سرمايهدارى و كمونيسم را بپيمايند و تمام آزاديخواهان بايد با روشنبينى و روشنگرى، راه سيلى زدن بر گونه ابرقدرتها و قدرتها، خصوصاً امريكا را بر مردم سيلىخورده كشورهاى مظلوم اسلامى و جهان سوم ترسيم كنند. من با اطمينان